|
از آيتالله تا آيتالله؛ 14 قرن سكوت
به فاصله كمتر از يكماه كه آيتالله جعفر سبحاني از روحانیون ارشد حوزه علمیه قم در نامهاي به علي لاريجاني رئيس مجلس هشتم شوراي اسلامي درباره تصويب قانون ارث بردن زن از زمين در مجلس شوراي اسلامي، تذكراتي را مطرح و عنوان كرد « مسأله ارث زوجه از زمين و يا تساوي ديه زن و مرد، از مسائل فقهي است كه بايد در آن به فقها مراجعه كرد و از صلاحيت مجلس كاملاً بيرون ميباشد» آيتالله ناصر مکارم شيرازي، از مراجع تقليد قم گفت كه «دستور ديني براي بوسيدن درب مساجد و تبريک گفتن به حضرت زهرا(س) در پايان ماه صفر وجود ندارد». اين دو آيتالله دو سخن به ظاهر متفاوت زدهاند اما با اندكي تأمل ميتوان دريافت كه هر دو درپي تذكري «شرعي» به جامعهاي از مخاطبان براي حل مسألهاي مستحدثه و بهروز بودهاند. نخستين تذكر دهنده خطاب به قانونگذارن، رفنار آنها براي احياي بخشي از حق ارث زنان را جداي از حكم درباره صحت يا اشتباه بودن موضوع،خارج از حيطه كاري ايشان و جزو وظايف فقيهان دانسته است. دومين تذكر درباره رواج خرافهاي ميان بخشي از مذهبيون در پايان ايام صفر (يعني همين ايام) است كه توسط مرجع تقليدي به مقلدان خويش و جامعه ديني هشدار داده شده است. اما ريشه؛ در تذكر آيتالله سبحاني، از رئيس مجلس خواسته شده تا نمايندگان را برحذردارد نسبت به ورود در تصحيح و يا تعيين قوانين فقهي (در اين مورد مراد قانون ارث بوده) و آن را كار بخش ديگري از جامعه ديني كه «فقها» نام دارند، دانسته است. حال آنكه، بنابر اعلام آيتالله اكبر هاشمي رفسنجاني رئيس مجلس خبرگان رهبري «14 قرن است حق زنان در ارث شوهرانشان پايمال ميشود. موارد بسيار زياد ديگري هم از اين قبيل وجود دارد». اين رويداد زماني حايز اهميت ميشود كه دريابيم فتواي ارث نبردن همسران از زمين، فتواي بسيار معروفي است كه اكنون هم به آن عمل ميشود و زنها نميتوانند حق خود را از ارث همسر بگيرند. و تذكر دوم زماني خود را مينماياند كه به حكم آيت اللهالعظمي بروجردي در ارتباط بوسيدن عطبات و حرم امامان شيعه برخوريم كه به گفته آيتالله سيد علي خامنهاي رهبر جمهوري اسلامي ايران، اين مجتهد قوي، عميق و روشنفكر «عتبه بوسي را با اين كه شايد مستحب باشد منع مي كرد». از مقايسه اين چند سطر چنين ميتوان دريافت كه مسائل اسلامي بسياري (به زعم علماي موجود) وجود دارد كه نياز به تدقيق و تحقيق فقاهتي دارند و همانا كه رسيدگي نشدن به برخي از آنان، تا كنون موجب پايمال شدن حقوقي از «حقالناس» مقلدان شده است. بهنظر ميرسد فقيهاني همچون آيتالله سبحاني كه براي حراست از كيان تقنيني فقه، بهسرعت نسبت به حركت مجلس (براي احقاق حقوق 14 قرن مسكوت مانده زنان) واكنش نشان ميدهند، بهتر آن است بجاي نامهنگاري به روشنفكران و دولتمردان، همچون فقيهان زمانهسنج كمر به بسط فقه پويا بندند و در انتظار رفتار ديگران براي واكنش و اظهار نظر فقهي نباشند. تذكرات فقهي در باب منع رفتارهاي خرافي در زمان خويش و حركت فقهي براي بررسي حق ارث همسران (كه نهايتاً منجر به مصوبه مجلس نيز شد)، رفتارهايي فعالانه هستند اما پرسش اينجاست كه اگر آن آيتالله (هاشمي رفسنجاني ) سخني از اجحاف حقوق ارث زنان به ميان نميآورد و مجلس نيز درپياش مادهاي قانوني را تصويب نميكرد، آيا اين آيتالله (سبحاني) كه به مخالفت اين رفتار تقنيني نامه نگاشته، خود كاري براي احقاق حق اين بخش از مسلمانان ميكرد ؟ در عصري كه نظرات و تفكرات با سرعتي جهاني منتقل و متكثر ميشوند، شايد ديگر ديگر مجال اين نباشد كه ببينيم اين «آيتالله» سكوت را شكسته و يا آن «آيتالله» خواستار سكوتي شده؛ زيرا شتابي فزاينده همه دينداران را دربر خواهد گرفت كه مجالي به «اين» و «آن» آيتالله نخواهد داد! پينوشت: ۱- نامه آيتالله سبحاني به رئيس مجلس؛ ۲- سخنان آيتالله مكارم شيرازي درباره خرافات ماه صفر؛ ۳- سخنان آيتالله هاشمي رفسنجاني درباره حق ارث زنان؛ ۴- سخنان آيتالله سيد علي خامنهاي درباره نظر آيتالله العظمي بروجردي؛
+ نوشته شده در چهارشنبه 7 اسفند1387ساعت   توسط آرمین سلیمانی
|
|