|
بسمه تعالی
روح ملکوتی اُسوه عارفان ، عالم ربانی ، فقیه صمدانی و مرجع تقلید شیعیان جهان حضرت آية الله العظمی محمد تقی بهجت « رحمة الله علیه » به ملکوت اعلی پیوست ، این مصیبت عظمی را به ولی الله الاعظم « عجل الله تعالی فرجه الشریف » و عموم شیعیان جهان تسلیت عرض می کنم .
مراسم تشییع پیکر مقدس آن عبد صالح ، روز سه شنبه مورخ 29 / 2 / 88 ساعت 10 صبح از میدان جهاد واقع در خیابان باجک ( 19 دی ) به سوی حرم مطهر فاطمه معصومه « سلام الله علیها » انجام خواهد گرفت .
مرحوم آیتالله العظمی محمد تقی بهجت، مردی که هیچ گاه چشمان آسمان پیمایش بر فیض سحر بسته نماند و از لبان مبارکش جز کلام وحی و سخنان معصومان و اولیای خدا نتراوید و به اختیار خود، چشم بر جهان فروبست. زمان دردانه خود را از دست داد و زمین گوهری یکدانه را در برکشید. مردی که امام عظیمالشأن که خود در مدارج عرفانی از قلّه نشینان بود، درباره او به فرزند شهیدشان حاج آقا مصطفی(ره) فرموده بودند:ایشان دارای موت اختیاری هستند؛ یعنی قدرت این را دارند که هر گاه بخواهند روح را از بدن جدا کنند و به اصطلاح خلع کنند و باز بازگردند و تازه این شهادتها بر کرامات و مدارج عرفانی او در سنین جوانی و میانسالی او بیان شده است و خدا میداند که این مرد کم نظیر در سنین کهولت و پس از عمری تلاش بیوقفه و حرکت شتابان به سمت قلههای عرفان اصیل اسلامی و زهد و پارسایی به چه مقاماتی دست یافته بود!
او که حتّی لحظهای از عمر شریفش را نه به بطالت که حتی به تفریح هم نگذراند. یکی از بستگان ایشان نقل میکنند که یکی از ارادتمندان ایشان، بارها از آقا خواهش میکردند که به باغ ایشان سری بزنند. سرانجام پس از مدتها معظم له پذیرفتند. به محض ورود به باغ ایشان نگاهی به آسمان کردند. خدمت ایشان گفتیم: دنبال چه میگردید؟ فرمودند: دنبال جایی هستم که سایه باشد. زیر درختی عبای خود را انداختند و مشغول مطالعه و خواندن زیارت عاشورا و... شدند و تا آخر هر چه صاحب باغ میوههای گوناگون خدمت ایشان آوردند، لب نزدند و فرمودند: اینها را بدهید به اهلش و حتی یک دانه انگور هم نخوردند. تنها خدا میداند که در لحظات باشکوه عروج روح ملکوتی این مرد الهی چه ولولهای در عالم خلقت پدید آمده است و چه بزرگانی به پیشواز روح قدسی او از ملکوت خدا رهسپار ناسوت شدهاند.
شاید امروز که او در بین مریدان بی شمارش نیست، قفل زبانهایی که او مَُهر کرده بود، بشکند و قطرهای از دریای بی نهایت کرامات باهره او برای اهل دل نمایان شود. مرحوم بهجت تا در قید حیات بودند، نزدیکان و شاگردان خاص و کسانی که از این مرد ربّانی کرامتها دیده بودند، از بیان آنها به شدت منع شده بودند و خود حضرت ایشان هم که بسیار کتوم بودند و چنان رفتار میکردند که جز کسانی که خبر از کرامات او داشتند یا خود از او معجزهای بی پرده دیده بودند، کسی از نوع گفتار و رفتار او نمیتوانست به دنیای پر رمز و راز درون پرشور او راهی بیابد یا حتّی گمانی کند. معدودی از شاگردان خاص ایشان، مختصر نکاتی را از این مرد الهی بر زبان آوردهاند. آیتالله حاج شیخ عباس هاتف قوچانی میفرمایند:آیتالله بهجت بسیار به مسجد میرفتند و شبها تا صبح به تنهایی بیتوته میکردند. یک شب که بسیار تاریک بود و چراغی هم در مسجد روشن نبود، ایشان در میانه شب احتیاج به تجدید وضو پیدا میکنند. بناچار باید از مسجد بیرون میرفتند و در محل وضوخانه که بیرون مسجد و در سمت شرقی آن است، وضو میگرفتند. ناگهان در اثر عبور این مسافت در شب و تنهایی، مختصر احساس ترسی در ایشان پیدا میشود و به مجرّد این ترس، یکباره نوری همچون چراغ در پیشاپیش ایشان پدیدار میشود و همراه ایشان حرکت میکند و ایشان با آن نور بیرون رفته و وضو میگیرند و سپس به جای خود برمیگردند و در همه این احوال، آن نور در برابرشان حرکت میکرده تا اینکه به محل خود میرسند و آن نور از بین میرود.
اکنون و در این مجال که دل همه عاشقان و ارادتمندان آن یگانه دوران، داغدیده و غمبار است، نمیتوان جز ناله و آه، ندایی سر داد و از مردی که پس از رفتن او شاید بخشی از برکات وجودی او بر همگان آشکار شود و بسا شرّها که از نوع بشر به برکت وجود این دردانههای هستی از اهل زمین دفع شده و بلاها از برکت آنها از این آب و خاک گردانده شده است، به تفصیل چیزی نوشت.
برای حسن ختام، حکایت دیگری از کرامات این شیخ پارسا را بازگو میکنم. شخصی از برخی شبهات اعتقادی در رنج بوده، از شهرش به سوی قم حرکت میکند و در آنجا مأوی میگیرد. شبی آیتالله بهجت را در خواب میبیند و ایشان پاسخ شبهات ایشان را میدهند. آن شخص از خواب برمیخیزد و در صادقه بودن رؤیا، خلجانی در قلبش پدید میآید؛ بنابراین، روز جمعه برای مطرح کردن آن شبهات به محضر پرفیض آیتالله بهجت میروند. ایشان نقل میکنند که به محض اینکه آمدم موضوع را مطرح کنم، ایشان فرمودند: جواب همانهایی بود که در خواب به تو گفتم. تردید مکن.
خدایا به روح قدسی این مرجع عالیقدر و عارف عامل رشحهای از آنچه به او به برکت یک عمر اخلاص و مراقبت نفس عطا فرمودی به ما ـ هرچند لیاقتش را نداریم ـ اما به کرمت عنایت فرما و روح بلند و فردوسی او را به پاس همه سختیهایی که به نفس خود در دنیا چشاند، بر سفره آرامش و رحمت بیپایانت میهمان کن. آمین یا ربّ العالمین
+ نوشته شده در دوشنبه 28 اردیبهشت1388ساعت   توسط سروش بانیانی
|
از آيتالله تا آيتالله؛ 14 قرن سكوت
به فاصله كمتر از يكماه كه آيتالله جعفر سبحاني از روحانیون ارشد حوزه علمیه قم در نامهاي به علي لاريجاني رئيس مجلس هشتم شوراي اسلامي درباره تصويب قانون ارث بردن زن از زمين در مجلس شوراي اسلامي، تذكراتي را مطرح و عنوان كرد « مسأله ارث زوجه از زمين و يا تساوي ديه زن و مرد، از مسائل فقهي است كه بايد در آن به فقها مراجعه كرد و از صلاحيت مجلس كاملاً بيرون ميباشد» آيتالله ناصر مکارم شيرازي، از مراجع تقليد قم گفت كه «دستور ديني براي بوسيدن درب مساجد و تبريک گفتن به حضرت زهرا(س) در پايان ماه صفر وجود ندارد». اين دو آيتالله دو سخن به ظاهر متفاوت زدهاند اما با اندكي تأمل ميتوان دريافت كه هر دو درپي تذكري «شرعي» به جامعهاي از مخاطبان براي حل مسألهاي مستحدثه و بهروز بودهاند. نخستين تذكر دهنده خطاب به قانونگذارن، رفنار آنها براي احياي بخشي از حق ارث زنان را جداي از حكم درباره صحت يا اشتباه بودن موضوع،خارج از حيطه كاري ايشان و جزو وظايف فقيهان دانسته است. دومين تذكر درباره رواج خرافهاي ميان بخشي از مذهبيون در پايان ايام صفر (يعني همين ايام) است كه توسط مرجع تقليدي به مقلدان خويش و جامعه ديني هشدار داده شده است. اما ريشه؛ در تذكر آيتالله سبحاني، از رئيس مجلس خواسته شده تا نمايندگان را برحذردارد نسبت به ورود در تصحيح و يا تعيين قوانين فقهي (در اين مورد مراد قانون ارث بوده) و آن را كار بخش ديگري از جامعه ديني كه «فقها» نام دارند، دانسته است. حال آنكه، بنابر اعلام آيتالله اكبر هاشمي رفسنجاني رئيس مجلس خبرگان رهبري «14 قرن است حق زنان در ارث شوهرانشان پايمال ميشود. موارد بسيار زياد ديگري هم از اين قبيل وجود دارد». اين رويداد زماني حايز اهميت ميشود كه دريابيم فتواي ارث نبردن همسران از زمين، فتواي بسيار معروفي است كه اكنون هم به آن عمل ميشود و زنها نميتوانند حق خود را از ارث همسر بگيرند. و تذكر دوم زماني خود را مينماياند كه به حكم آيت اللهالعظمي بروجردي در ارتباط بوسيدن عطبات و حرم امامان شيعه برخوريم كه به گفته آيتالله سيد علي خامنهاي رهبر جمهوري اسلامي ايران، اين مجتهد قوي، عميق و روشنفكر «عتبه بوسي را با اين كه شايد مستحب باشد منع مي كرد». از مقايسه اين چند سطر چنين ميتوان دريافت كه مسائل اسلامي بسياري (به زعم علماي موجود) وجود دارد كه نياز به تدقيق و تحقيق فقاهتي دارند و همانا كه رسيدگي نشدن به برخي از آنان، تا كنون موجب پايمال شدن حقوقي از «حقالناس» مقلدان شده است. بهنظر ميرسد فقيهاني همچون آيتالله سبحاني كه براي حراست از كيان تقنيني فقه، بهسرعت نسبت به حركت مجلس (براي احقاق حقوق 14 قرن مسكوت مانده زنان) واكنش نشان ميدهند، بهتر آن است بجاي نامهنگاري به روشنفكران و دولتمردان، همچون فقيهان زمانهسنج كمر به بسط فقه پويا بندند و در انتظار رفتار ديگران براي واكنش و اظهار نظر فقهي نباشند. تذكرات فقهي در باب منع رفتارهاي خرافي در زمان خويش و حركت فقهي براي بررسي حق ارث همسران (كه نهايتاً منجر به مصوبه مجلس نيز شد)، رفتارهايي فعالانه هستند اما پرسش اينجاست كه اگر آن آيتالله (هاشمي رفسنجاني ) سخني از اجحاف حقوق ارث زنان به ميان نميآورد و مجلس نيز درپياش مادهاي قانوني را تصويب نميكرد، آيا اين آيتالله (سبحاني) كه به مخالفت اين رفتار تقنيني نامه نگاشته، خود كاري براي احقاق حق اين بخش از مسلمانان ميكرد ؟ در عصري كه نظرات و تفكرات با سرعتي جهاني منتقل و متكثر ميشوند، شايد ديگر ديگر مجال اين نباشد كه ببينيم اين «آيتالله» سكوت را شكسته و يا آن «آيتالله» خواستار سكوتي شده؛ زيرا شتابي فزاينده همه دينداران را دربر خواهد گرفت كه مجالي به «اين» و «آن» آيتالله نخواهد داد! پينوشت: ۱- نامه آيتالله سبحاني به رئيس مجلس؛ ۲- سخنان آيتالله مكارم شيرازي درباره خرافات ماه صفر؛ ۳- سخنان آيتالله هاشمي رفسنجاني درباره حق ارث زنان؛ ۴- سخنان آيتالله سيد علي خامنهاي درباره نظر آيتالله العظمي بروجردي؛
+ نوشته شده در چهارشنبه 7 اسفند1387ساعت   توسط آرمین سلیمانی
|
+ نوشته شده در چهارشنبه 18 دی1387ساعت   توسط سروش بانیانی
|
رمضان، ماهي براي آرميدن يا رميدن؟!
شاید دچار حس نوستالژیک زدگی شدم و یا خیلی منفی به مسائل می نگرم، اما هرچه سال به سال می گذرد، کمتر بویی از رمضان در خیل روزافزون! روزه داران استشمام می شود. گویی عطر و بوی این ماه مدت هاست که از این دیار پریده و رخت بر بسته است. رمضان ماه صفای دل، ماه معنویت، ماه انسان شدن، ماه برکت، ماه خوبی ها، ماه کم خوردن و آشامیدن (به یاد آنان که ندارند بخورند و یا بیاشامند) ماه تزکیه و خالص کردن نفس، ماه محبت ورزیدن و هزاران کلمه زیبا و دل انگیز دیگر است که بارها در وصفش شنیده و یا خوانده ایم. اما معلوم نیست که چرا هنگامی که این ماه در جامعه اسلامی ما فرا می رسد، اخم ها بیشتر (به بهانه روزه بودن و سختی های آن) مواد خوراکی گران تر (به سبب مصرف بیشتر!) کارهای روزانه کم تر( با توجیه ضعف بدنی) و هزاران مصیبت دیگر که در ماه های غیر مبارک کمتر است، بر سر اجتماع آوار می شود. به راستی آیا این شیوه دینداریست که پیش از شروع ماه رمضانش فقرا و تهیدستان جامعه را باید وحشت گران و کمیاب شدن اقلام روزانه پدیدار شود؟! آیا این شیوه مسلمانی است که خلق الله از خدمات (اجتماعی، اداری و یا رفاهی) کم تری بهره مند شوند؛ چون جناب خدمات دهنده روزه دار است؟! دگر بماند که چشم روزه دار باید پاک تر باشد و بهتر بنگرد به پیرامونش (زیباتر ببیند) زبانش بهتر سخن بگوید (حرف های خوب خوب بزند) و .... که سخن نگفتن از آنها سنگین تر است. منفی بافی خوب نیست و بهتر است که آدمی نیمه پر لیوان (حضور انبوه نمازگذاران در مسجدها، شور و شوق برای گرایش به معنویت و ....) را ببیند اما هنگامی که هیچگاه این لیوان نیمه پر، آبش قابل شرب و استفاده مفید نیست، چگونه می توان صرفاً مثبت اندیش بود؟؟ البته شاید هم معنای این رمضان هایی که جاریست با آن رمضان هایی که ما می پنداریم، متفاوت باشد و از این رو عمریست که به بیراهه می رویم و اکنون سزاوار توبه ایم!......خدا می داند و بس. اینگونه است که رمضان علاوه بر تمام شگفتی ها و زیبایی های ذاتی که دارد، برایم همیشه منبع این پرسش بوده که "کدام رمضان را باید روزه گرفت؟" باشد که در رهگذر رمضان (که برخی چنان رمی کرده اند از آن!) ما نیز اندکی آدم شویم و بر کیش رحمت و محبت و انسانیت استوار شویم. یا حق
+ نوشته شده در سه شنبه 12 شهریور1387ساعت   توسط آرمین سلیمانی
|
سلام به همه دوستان
با اجازتون از این مطلب به بعد به ترتیب پیشامد ها زندگی امامان رو مینویسم
![]() زندگانی امیر المومنین
علی بن ابی طالب ( ع ) ، نخستین پیشوای جهان اسلام که امامت و خلافت او در روز غدیر تثبیت گردید و رهبری جامعه اسلامی پس از در گذشت پیامبر بر عهده او گذارده شد
زندگانی علی (ع) را میتوان بر پنج بخش قسمت نمود
اول : از ولادت تا بعثت پیامبر
دوم : از بعثت تا هجرت
سوم : از هجرت تا وفات پیامبر
چهارم : از وفات پیامبر تا خلافت
پنجم : از خلافت تا شهادت
ا کنون به گونه ای فشرده درباره هر یک از این پنج فراز از زندگانی امام بحث می کنیم
از ولادت تا بعثت پیامبر
امام در سی ام عام الفیل ، یعـنی ده سال پیش از بعثت ، در (( کعبه )) خانه خدا دیده به جهان گشود . هنوز
پنج سال از عمر او نگذشته بود که پیامبر گرامی او را به خانه خود برد و تربیت او را بعهده گرفت . علی
( ع ) از همان دوران کودکی با پیامبر گرامی بود و پیش از بعثت نیز با پیامبر در عبادت و گزاردن نماز
شرکت میکرد
از بعثت تا هجرت
او نخستین کسی است که به پیامبر گرامی ایمان آورد و در مدت سیزده سال در مکه در کنار پیامبر بود و
وحی الهی را مینوشت و در شب هجرت پیامبر به مدینه ایثارگرانه در بستر پیامبر خوابید و از این طریق
ایمان و اخلاص خود را در طریق اهداف الهی ثابت نمود
از هجرت تا وفات پیامبر
وی در این مدت که از ده سال تجاوز نمی کرد جز در غزوه تبوک که به امر پیامبر در مدینه باقی ماند در تمام
غزوات حضور داشت . و غالبا در سایه ایثار و فداکاری های وی سپاه اسلام بر سپاه شرک غلبه می نمود
بخش اول
+ نوشته شده در یکشنبه 25 فروردین1387ساعت   توسط سروش بانیانی
|
تبریک ماه مبارک رمضان به تمامی دوستان عزیز
باشد که طاعات همه در این ماه همه مقبول افتد.
+ نوشته شده در چهارشنبه 28 شهریور1386ساعت   توسط حسین غراب
|
|