تبليغاتX
پایگاه اطلاع رسانی آفاق

تشييع پيكر پرويز مشكاتيان بزرگمرد موسيقي ايران صبح امروز از مقابل تالار وحدت برگزار شد.

آوا مشکاتیان به همراه داییش٬ همایون شجریان

لطفا برای دیدن گزارش تصویری به ادامه مطلب بروید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 2 مهر1388ساعت   توسط سروش بانیانی  | 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


اطلاعیه
(استاد شجریان)
سرود آزادی سروده هوشنگ ابتهاج که قبلا توسط اینجانب محمدرضا شجریان اجرا شده، فقط دو کپی داشته که یکی نزد خودم و دیگری نزد آهنگساز آن، آقای کیوان ساکت بوده و قصد و برنامه ای برای انتشار آن نداشتم.

امروز مطلع شدم این اثر خصوصی از طریق وبلاگی منتشر گردیده و در اختیار سایتها و وبلاگها قرار داده شده است.

تاکید میکنم هر سایت و وبلاگی که آن را بکار گیرد، تحت پیگرد مراجع قانونی قرار خواهد گرفت .


محمدرضا شجریان

برلین 15 سپتامبر 2009

پس از اطلاع از خواسته استاد گرانمایه و به دستور شخص ایشان لینک دانلود تصنیف را برداشتیم


ای شادی !

 آزادی !

 ای شادی آزادی !
روزی که تو بازآیی

 با این دل  غم پرورد

 من با تو چه خواهم کرد ؟

 غم هامان سنگین است

 دل هامان خونین است

 از سر تا پامان خون می بارد

 ما سر تا پا زخمی

ما سر تا پا خونین

 ما سر تا پا دردیم

 ما این دل ِ عاشق را
 در راه ِ تو آماج بلا کردیم

 وقتی که زبان از لب می ترسید

 وقتی که قلم از کاغذ شک داشت

 حتی ، حتی حافظه از وحشت  در خواب سخن گفتن می آشفت

 ما نامِ تو را در دل

 چون نقشی بر یاقوت

می کندیم

وقتی که در آن کوچه ی تاریکی

 شب از پی  شب می رفت

 و هول سکوتش را

 بر پنجره ی بسته فرو می ریخت

 ما بانگ  تو را با فورانِ خون

 چون سنگی در مرداب

 بر بام و در افکندیم

 وقتی که فریبِ دیو

 در رخت  سلیمانی

انگشتر رایک جا با انگشتان می برد

 ما رمز  تو را چون اسم  اعظم

 در قول و غزل قافیه می بستیم

از می از گل از صبح

از آینه از پرواز

 از سیمرغ از خورشید

 می گفتیم

 از روشنی از خوبی

 از دانایی از عشق

 از ایمان از امید

 می گفتیم

آن مرغ که در ابر سفر می کرد

 آن بذر که در خاک چمن می شد

 آن نور که در آینه می رقصید

 در خلوت  دل با ما نجوا داشت

 با هر نفسی مژده ی دیدار ِ تو می آورد

 در مدرسه در بازار

در مسجد در میدان

در زندان در زنجیر

 ما نام ِ تو را زمزمه می کردیم

 آزادی!

آزادی !

 آزادی !

آن شب ها، آن شب ها ، آن شب ها

آن شب های ظلمت ِ وحشت زا

 آن شب های کابوس

 آن شب های بیداد

 آن شب های ایمان

 آن شب های فریاد

 آن شب های طاقت و بیداری

در کوچه تو را جُستیم

بر بام تو را خواندیم

 آزادی !

 آزادی !

 آزادی !

 می گفتم :

 روزی که تو بازآیی

من قلب ِ جوانم را

 چون پرچم ِ پیروزی

بر خواهم داشت

 وین بیرق ِ خونین را

 بر بام ِ بلند ِ تو

 خواهم افراشت

 می گفتم :

 روزی که تو باز آیی

این خون ِ شکوفان را

 چون دسته گل ِ سرخی

 در پای تو خواهم ریخت

 وین حلقه ی بازو را

 در گردن ِ مغرورت

خواهم آویخت

ای آزادی !

 بنگر !

 آزادی !

 این فرش که در پای تو گسترده ست

 از خون است

 این حلقه ی گل خون است

 گل خون است ...

ای آزادی !

 از ره ِ خون می آیی

 اما

 می آیی و من در دل می لرزم :

 این چیست که در دست ِ تو پنهان است ؟

 این چیست که در پای تو پیچیده ست ؟

 ای آزادی !

 آیا

با زنجیر

 می آیی ؟ ...

+ نوشته شده در  سه شنبه 24 شهریور1388ساعت   توسط سروش بانیانی  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه 23 شهریور1388ساعت   توسط سروش بانیانی  | 

کیهان کلهر که شب گذشته به دلیل نامعلومی در فرودگاه اما خمینی تهران بازداشت شده بود بعد از ظهر امروز آزاد شد.

حمیدرضا نوربخش که ظاهرا کلهر را همراهی می کرده است در گفت و گو با خبرنگار روزنامه خبر درباره این ماجرا گفت: به هر حال چون از طرف اداره گذرنامه ایشان به مشکل برخورده بودند باید تا صبح در آنجا می ماندند ولی ساعت 2 و نیم ظهر امروز(شنبه) این مشکل رفع شد و ایشان هم قرار است تا با اولین پرواز راهی فرانسه شوند تا به کنسرتشان در پاریس برسند.

کیهان کلهر جمعه شب در حالیکه برای اجرای برنامه در فرانسه راهی این کشور می شد در فرودگاه امام بازداشت شده بود.

+ نوشته شده در  دوشنبه 23 شهریور1388ساعت   توسط سروش بانیانی  | 
استاد محمدرضا شجریان پس از سی سال٬ دوباره رزم مشترک را اجرا کرد.

استاد محمدرضا شجریان و گروه شهناز به سرپرستی استاد مجید درخشانی، در نخستین شب کنسرت تور اروپا، تصنیف «رزم مشترک» که پیش‌تر و سال‌ها پیش توسط گروه عارف و البته با خوانندگی شجریان سی سال پیش اجرا شده بود، اجرا کردند.

همراه شو عزیز/همراه شو عزیز
تنها نمان به درد/کین رزم مشترک
هرگز جدا جدا/درمان نمی شود
دشوار زندگی/هرگز برای ما
دشوار زندگی/هرگز برای ما
بی رزم مشترک/آسان نمی شود
تنها نمان به درد/همراه شو عزیز
همرا شو/همراه شو
همراه شو عزیز
همراه شو عزیز
تنها نمان به درد/کین درد مشترک
هرگز جدا جدا/درمان نمی شود

و در پایان می توانید اجرای رزم مشترک را دانلود کنید

دانلود اجرای رزم مشترک در کنسرت

+ نوشته شده در  یکشنبه 15 شهریور1388ساعت   توسط سروش بانیانی  | 

فروش رندان مست

«رندان مست» نخستین اثر استاد محمدرضا شجریان که با همراهی گروه شهناز به سرپرستی استاد مجید درخشانی اجرا شده است، از روز شنبه در دسترس علاقه‌مندان خواهد بود.

 گفتنی ست پیش از این، سایت دل‌پخش متعلق به شرکت فرهنگی - هنری دل‌آواز پیش‌فروش این اثر را آغاز کرده بود.

مژگان شجریان

بالاخره رندان مست استاد شجریان منتشر شد.بسیار خوشحالم که استاد شجریان هدیه ماه رمضان رو تقدیم دوستداران موسیقی سنتی کرد.شنیدن این اثر در ماه پر برکت رمضان واقعا شنیدن داره.
درود بر خسرو آواز ایران.

گروه شهناز

گروه شهناز

استاد شجریان

نام آلبوم رندان مست

دستگاه همايون

محمد رضا شجريان و گروه شهناز

آهنگساز، تنظيم كننده و سرپرست گروه: مجيد درخشاني

كليه آوازها مربوط به اجراي كنسرت پائيز 1387 مي باشد

بر گرفته از : http://shajarianfans.com/

+ نوشته شده در  سه شنبه 3 شهریور1388ساعت   توسط سروش بانیانی  | 

       سلام

 یه دیوونه سنگی رو به چاه میندازه که صد تا عاقل نمی تونن درش بیارن . ولی این ضرب المثل زیبا رو با اجازتون تغییر میدم :

 یه دیوونه کلی سنگ و به چاه میندازه که میلیون ها عاقل نمی تونن سنگا رو در بیارن .

جماعتی که نظر را حرام می گویند

نظر حرام کردند و خون خلق حلال

+ نوشته شده در  پنجشنبه 15 مرداد1388ساعت   توسط سروش بانیانی  | 

بسمه تعالی
انا لله و انا الیه راجعون

 

روح ملکوتی اُسوه عارفان ، عالم ربانی ، فقیه صمدانی و مرجع تقلید شیعیان جهان حضرت آية الله العظمی محمد تقی بهجت « رحمة الله علیه » به ملکوت اعلی پیوست ، این مصیبت عظمی را به ولی الله الاعظم  « عجل الله تعالی فرجه الشریف »  و عموم شیعیان جهان تسلیت عرض می کنم .

 

   مراسم تشییع پیکر مقدس آن عبد صالح ، روز سه شنبه مورخ 29 / 2 / 88 ساعت 10 صبح از میدان جهاد واقع در خیابان باجک ( 19 دی ) به سوی حرم مطهر فاطمه معصومه  « سلام الله علیها » انجام خواهد گرفت .

 

 

مرحوم آیت‌الله العظمی محمد تقی بهجت، مردی که هیچ گاه چشمان آسمان پیمایش بر فیض سحر بسته نماند و از لبان مبارکش جز کلام وحی و سخنان معصومان و اولیای خدا نتراوید و به اختیار خود، چشم بر جهان فروبست. زمان دردانه خود را از دست داد و زمین گوهری یکدانه را در برکشید.

مردی که امام عظیم‌الشأن که خود در مدارج عرفانی از قلّه نشینان بود، درباره او به فرزند شهیدشان حاج آقا مصطفی(ره) فرموده بودند:ایشان دارای موت اختیاری هستند؛ یعنی قدرت این را دارند که هر گاه بخواهند روح را از بدن جدا کنند و به اصطلاح خلع کنند و باز بازگردند و تازه این شهادت‌ها بر کرامات و مدارج عرفانی او در سنین جوانی و میانسالی او بیان شده است و خدا می‌داند که این مرد کم نظیر در سنین کهولت و پس از عمری تلاش بی‌وقفه و حرکت شتابان به سمت قله‌های عرفان اصیل اسلامی و زهد و پارسایی به چه مقاماتی دست یافته بود!

 او که حتّی لحظه‌ای از عمر شریفش را نه به بطالت که حتی به تفریح هم نگذراند. یکی از بستگان ایشان نقل می‌کنند که یکی از ارادتمندان ایشان، بارها از آقا خواهش می‌کردند که به باغ ایشان سری بزنند. سرانجام پس از مدت‌ها معظم له پذیرفتند. به محض ورود به باغ ایشان نگاهی به آسمان کردند. خدمت ایشان گفتیم: دنبال چه می‌گردید؟ فرمودند: دنبال جایی هستم که سایه باشد. زیر درختی عبای خود را انداختند و مشغول مطالعه و خواندن زیارت عاشورا و... شدند و تا آخر هر چه صاحب باغ میوه‌های گوناگون خدمت ایشان آوردند، لب نزدند و فرمودند: اینها را بدهید به اهلش و حتی یک دانه انگور هم نخوردند.

تنها خدا می‌داند که در لحظات باشکوه عروج روح ملکوتی این مرد الهی چه ولوله‌ای در عالم خلقت پدید آمده است و چه بزرگانی به پیشواز روح قدسی او از ملکوت خدا رهسپار ناسوت شده‌اند.
شاید امروز که او در بین مریدان بی شمارش نیست، قفل زبان‌هایی که او مَُهر کرده بود، بشکند و قطره‌ای از دریای بی نهایت کرامات باهره او برای اهل دل نمایان شود. مرحوم بهجت تا در قید حیات بودند، نزدیکان و شاگردان خاص و کسانی که از این مرد ربّانی کرامت‌ها دیده بودند، از بیان آنها به شدت منع شده بودند و خود حضرت ایشان هم که بسیار کتوم بودند و چنان رفتار می‌کردند که جز کسانی که خبر از کرامات او داشتند یا خود از او معجزهای بی پرده دیده بودند، کسی از نوع گفتار و رفتار او نمی‌توانست به دنیای پر رمز و راز درون پرشور او راهی بیابد یا حتّی گمانی کند.

معدودی از شاگردان خاص ایشان، مختصر نکاتی را از این مرد الهی بر زبان آورده‌اند. آیت‌الله حاج شیخ عباس‌ هاتف قوچانی می‌فرمایند:آیت‌الله بهجت بسیار به مسجد می‌رفتند و شب‌ها تا صبح به تنهایی بیتوته می‌کردند. یک شب که بسیار تاریک بود و چراغی هم در مسجد روشن نبود، ایشان در میانه شب احتیاج به تجدید وضو پیدا می‌کنند. بناچار باید از مسجد بیرون می‌رفتند و در محل وضوخانه که بیرون مسجد و در سمت شرقی آن است، وضو می‌گرفتند. ناگهان در اثر عبور این مسافت در شب و تنهایی، مختصر احساس ترسی در ایشان پیدا می‌شود و به مجرّد این ترس، یکباره نوری همچون چراغ در پیشاپیش ایشان پدیدار می‌شود و همراه ایشان حرکت می‌کند و ایشان با آن نور بیرون رفته و وضو می‌گیرند و سپس به جای خود برمی‌گردند و در همه این احوال، آن نور در برابرشان حرکت می‌کرده تا اینکه به محل خود می‌رسند و آن نور از بین می‌رود.

اکنون و در این مجال که دل همه عاشقان و ارادتمندان آن یگانه دوران، داغدیده و غمبار است، نمی‌توان جز ناله و آه، ندایی سر داد و از مردی که پس از رفتن او شاید بخشی از برکات وجودی او بر همگان آشکار شود و بسا شرّها که از نوع بشر به برکت وجود این دردانه‌های هستی از اهل زمین دفع شده و بلاها از برکت آنها از این آب و خاک گردانده شده است، به تفصیل چیزی نوشت.

برای حسن ختام، حکایت دیگری از کرامات این شیخ پارسا را بازگو میکنم. شخصی از برخی شبهات اعتقادی در رنج بوده، از شهرش به سوی قم حرکت می‌‌کند و در آنجا مأوی می‌گیرد. شبی آیت‌الله بهجت را در خواب می‌بیند و ایشان پاسخ شبهات ایشان را می‌دهند. آن شخص از خواب برمی‌خیزد و در صادقه بودن رؤیا، خلجانی در قلبش پدید می‌آید؛ بنابراین، روز جمعه برای مطرح کردن آن شبهات به محضر پرفیض آیت‌الله بهجت می‌روند. ایشان نقل می‌کنند که به محض اینکه آمدم موضوع را مطرح کنم، ایشان فرمودند: جواب همانهایی بود که در خواب به تو گفتم. تردید مکن.

خدایا به روح قدسی این مرجع عالی‌قدر و عارف عامل رشحه‌ای از آنچه به او به برکت یک عمر اخلاص و مراقبت نفس عطا فرمودی به ما ـ هرچند لیاقتش را نداریم ـ اما به کرمت عنایت فرما و روح بلند و فردوسی او را به پاس همه سختی‌هایی که به نفس خود در دنیا چشاند، بر سفره آرامش و رحمت بی‌پایانت میهمان کن. آمین یا ربّ العالمین 
+ نوشته شده در  دوشنبه 28 اردیبهشت1388ساعت   توسط سروش بانیانی  | 

 سوگي ابدي بر پيمان

بعد از ظهر چهارشنبه پیمان ابدی سر صحنه فیلمبرداری در یک سانحه تصادف از دنیا رفت. او که در سابقه‌اش، کار در مجموعه موفق تلویزیونی «هشدار برای کبرا ۱۱» دیده می‌شد؛ پس از بازگشت به ایران صحنه‌های بدل‌کاری مختلفی را در سینما و تلویزیون ایران رهبری کرد.

از جمله فعالیت‌های او در زمینه جلوه‌های ویژه، فیلم‌های مخمصه و پستچی سه بار در نمی‌زند، بود. چند وقت پیش در گفتگویی ابدی حرفه‌اش را چنین توصیف کرد: «من از اين كلمه خيلي بدم مي‌آيد اما مجبورم از آن استفاده كنم. بدلكاري يك بخش جداگانه‌اي براي تكميل كردن و به وجود آوردن انگيزه در هر فيلمي است. چيزي است كه مي‌توانم بگويم؛ آرزوي هر جواني است به سبب هيجان تپش قلب، ماجراجويي و اين‌گونه چيزهايش  ورزشي است كه به‌شكل علمي به‌صورت هنر به نمايش درمي‌آيد. مي‌شود گفت تعريف اين كار براي شخص با شخص فرق مي‌كند. براي من اما زندگي روزمره است. براي من عشق است».

ابدی به هنگام بدل‌کاری در صحنه‌ای از فیلم چشم‌های نامحسوس در جاده امامزاده داود(ع) جان باخت. این حادثه زمانی رخ داد که مرحوم ابدی از اتوبوس اتش گرفته و بی راننده خود را به جای بازیگر فیلم به بیرون پرت کرد اما متاسفانه در این لحظه فرمان اتوبوس می پیچد و اتوبوس به روی بدلکار می رود که باعث کشته شدن وی می‌شود.

تصویربرداری فیلم چشم‌های نامحسوس به تهیه‌کنندگی علی اصغر صادقی از اواخر فروردین امسال برای نمایش در شبکه اول سیما آغاز شد. این فیلم نخستین تجربه دکتر محسن موسویان به عنوان کارگردان فیلم و از مضمونی پلیسی برخوردار است.

پیمان ابدی 37 ساله در سال 1351 در محله یوسف‌‌آباد تهران متولد شد و عضو گروه "اکشن کانسرت" یکی از 4 تیم مهم بدلکاری در کلن المان بود. او بدلکار مجموعه‌های تلویزیونی" هشدار برای کبری 11 یا پلیس بزرگراه" و" پلیس موتور سوار" بود. ابدی به زبان‌های آلمانی، ایتالیایی، اسپانیایی و انگلیسی تسلط داشت و در رشته روانشناسی ورزشی تا مقطع دکترا تحصیل کرد. وي همچنین تحصیلات تخصصی در رشته سینما به ویژه کارگردانی داشت. رشته تخصصی ورزشی پیمان ابدی شیرجه ازاد بود که 27 مدال طلا و چندین مدال نقره در مسابقات المان کسب کرد و رکورد شیرجه آزاد وی هنوز در المان شکسته نشده است. وی با بدلکاری در فیلم های مشهور در خلق و طراحی صحنه های هیجان انگیز و باور نکردنی، مهارتهای علمی، فنی و شخصی خود را به نمایش گذاشته است. پیمان ابدی حدود 3 سال پیش به کشورش ایران بازگشت و یک کلاس حرفه ای بدلکاری تاسیس کرده بود.

 

 

و عکس هایی از مرحوم پیمان ابدی

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 20 اردیبهشت1388ساعت   توسط سروش بانیانی  | 
 
هر که سودای تو دارد چه غم از هر که جهانش
 
نگــــــــران تو چه اندیشه و بــــــیم از دگرانش
 
هر که ازیار تحمل نکـــــــــــــــــــند یار مگویش
 
وآن که در عشق ملامت نکــــــشد مرد مخوانش
 
به جفایی و قفایی نرود عاشـــــــــــــــــق صادق
 
مژه بر هم نزند گر بزنـــــــــــــــی تیر و سنانش
+ نوشته شده در  یکشنبه 13 بهمن1387ساعت   توسط سروش بانیانی  | 
با سلام،

 

متاسفانه بعلت مشكلاتي كه براي بلاگفا بوجود

 آمده، مطلب جديد را بصورت آدرس برای شما

عزيزان مي‌گذارم.

360 خودم، عذر خواهی می کنم و تشکر از اینکه سر می زنید

پست جديد،عكس هایی از يكي از سفرها

+ نوشته شده در  سه شنبه 1 بهمن1387ساعت   توسط سروش بانیانی  | 

 

یا علمدار کربلا

هنرهای ایرانی ( 360 خودم ) 

هنرهای ایرانی ( 360 خودم )

+ نوشته شده در  چهارشنبه 18 دی1387ساعت   توسط سروش بانیانی  | 

در آغاز متنی نوشتم

اما پشیمان شدم و مصورش کردم

آدم ها کجان ؟؟؟

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 10 دی1387ساعت   توسط سروش بانیانی  | 

سلام . این هم مدلی از ساز شناسی است و به انتخاب

شما ( البته اگر مایل بودید ) در مورد یک کدام از آنها توضیح میدهم .

ما ایرانیان اگر بخواهیم برتری خود را در زمینه ای ثابت کنیم باید با اطلاعات
پیش رویم
 
کوبه ای - Percussion
 
 
زایلافون - Xylophones

زایلافون - Xylophones

تیمپانی -timpani

تیمپانی -timpani

ویبرافون - vibraphone

ویبرافون - vibraphone

چایمز - Chimes

چایمز - Chimes

+ نوشته شده در  شنبه 7 دی1387ساعت   توسط سروش بانیانی  | 

  خفته خبر نـــــــــــــدارد سر بر کنار جانان

که این شب دراز باشد بر چشم پاسبانان

بر عقل من بخنـــــدی گر در غمش بگریم

کاین کارهای مشـــــکل افتــد به کاردانان

دل داده را ملامت گفتـــــــن چه سود دارد

می باید این نصیحت کردن به دلســـــتانان

دامن ز پای برگیرای خوبـــــــروی خوش رو

تا دامنت نگیرد دســــــــــــت خدای خوانان

من ترک مهر اینان در خــــــود نمی شناسم

بگذار تا بیابد بر من جـــــــــــــــــــــفای آنان

+ نوشته شده در  دوشنبه 2 دی1387ساعت   توسط سروش بانیانی  | 

هوشیار کسی باید که از عشق بپرهیزد

وین طبع که من دارم با عـــــــقل نیامیزد

آن کس که دلی دارد ، آراسته ی معنی

گر هر دو جهان باشد ، در پای یکی ریزد

+ نوشته شده در  پنجشنبه 28 آذر1387ساعت   توسط سروش بانیانی  | 

گویند روی سرخ تو سعدی چه زرد کرد

اکسیر عشق در مسم آمیـخت زر شدم

(سعدی)

+ نوشته شده در  یکشنبه 24 آذر1387ساعت   توسط سروش بانیانی  | 

 

 

واااااااااااااااااای ......... تا بحال شده که ....... تا بحال شده که شما از همه وجودت برای کسی یا کسایی مایه بزاری ، بعد یهو ببینی که ........ بعد یهو در عین ناباوری متوجه بشی که تا اون جایی که از دستشون بر میومده ........ تبر ، تبر که میدونی چیه ، خوب . ولی این تبر فرق داره . این صاف میخوره تو وجود آدم ، با این تبر به ریشت زدن . اونم واقعا یه دفه و تمام تلاششون بوده که نابود بشی . حالا ...... حالا من این بلا سرم اومده . ولی نمیدونم چه کار کنم . میتونم عین آب خوردن تلافی کنم . حتی خیلی بد تر . بد تر از اونچه که اونا فکرشم بکنن . ولی ....... ولی بخدا دلم نمیاد . با لاخره ما با هم یه مدت زندگی کردیم . خدایا شکرت . خدایا مسبب این اتفاقات رو رسوا کن ، که این اتفاق برای دیگران که از من خیلی صاف تر ، زلال تر و پاک تر هستند نیفته

به امید روزی که آدم ها زلال باشن . از شیشه خورده و این چیزا خبری نباشه

+ نوشته شده در  چهارشنبه 20 آذر1387ساعت   توسط سروش بانیانی  | 

 

کنسرت استاد محمد رضا شجریان و گروه شهناز
شرکت فرهنگی هنری دل‌آواز به اطلاع علاقه‌مندان می‌رساند، کنسرت استاد محمدرضا شجریان و گروه شهناز به مدت چهار شب در تاریخ‌های 18 - 19 - 21 و 22 مهر ماه 87 در تالار کشور برگزار خواهد شد. این برنامه در دستگاه‌های همایون، شورو مایه ابوعطا اجرا می‎شود.


استاد مجید درخشانی سرپرستی گروه شهناز را بر عهده داشته و آقایان رامین صفایی (سنتور)، محمد رضا ابراهیمی (عود)، سینا جهان آبادی و کاوه معتمدیان (کمانچه)، شاهو عندلیبی (نی)، حسین رضایی نیا (دف)، مهرداد ناصحی (قیچک)، حامد افشاری (قیچک باس)، رادمان توکلی (تار)، حمید قنبری (تنبک) و خانم مژگان شجریان (سه تار) گروه را همراهی می کنند.
فروش بلیت کنسرت به صورت آنلاین از طریق سایت www.shajarianconcert.com انجام گرفته و تاریخ  فروش آن متعاقباٌ اعلام خواهد شد. علاقه‌مندانی که قبلاٌ در سایت ثبت مشخصات نموده اند، نیاز به ثبت نام مجدد نداشته و در صورت نیازمی‌توانند مشخصات فردی خود را تا قبل از آغاز فروش بلیت اصلاح نمایند.

..........................................................................................................................................

..........................................................................................................................................

انتشار سی دی و کاست کنسرت همایون شجریان وگروه دستان
هفتم مهرماه87 دواثرجدید از همایون شجریان و گروه دستان به نام های قیژک کولی به آهنگسازی حمید متبسم و خورشیدآرزو به آهنگسازی سعید فرج پوری منتشر خواهد شد.

آلبوم قیژک کولی در مایه شور به آهنگسازی حمید متبسم بر روی اشعاری از مولانا، سعدی، حافظ و شفیعی کدکنی می باشد.

آلبوم خورشید آرزو در مایه بیات اصفهان به آهنگسازی سعید فرج پوری بر روی اشعاری از حافظ، عطار، عراقی، فریدون مشیری و سیاوش کسرایی است.

+ نوشته شده در  جمعه 29 شهریور1387ساعت   توسط سروش بانیانی  | 
سـه تـــار

سه‌تار از سازهای مضرابی موسیقی ایرانی است که آنرا را معمولاً با مضراب نمی‌نوازند و با ناخن، زخمه می‌زنند.

سه‌تار و انواع سازهای شبیه به‌آن مانند دوتار و تنبور و چگور در نواحی مرکزی آسیا و خاورمیانه رواج داشته‌است. به نظر می‌رسد که سه‌تار از قرن چهارم رواج داشته‌است.

سه‌تار در گذشته سه سیم (تار) داشته و اکنون چهار سیم دارد(البته سیم سوم و چهارم آن نزدیک به هم قرار دارند و همزمان نواخته میشوند و مجموعهٔ آندو رامعمولا سیم «بم» مینامند). با گذشت زمان کسانی چون ابونصر فارابی، ابوعلی سینا، صفی الدین ارموی و از متأخران ابوالحسن خان صبا لزوم افزایش یک سیم دیگر (این سیم از نظر تاریخی سیم چهارم است ولی سیم سوم خوانده میشود) به این ساز را درک کرده و سه تارهای امروزی دارای چهار سیم هستند. سیم سوم سه تار به سیم مشتاق معروف است و به روایتی از ابوالحسن صبا این سیم را نخستین بار درویشی به نام مشتاق علیشاه به این ساز افزوده.

برخی از جمله عده‌ای از عرفا به آن «اوتار» نیز می‌گویند.

این ساز زیبا از بخشهای زیر تشکیل شده:

سیم‌ها:
سیم یکم یا سیم سفید از فولاد
سیم دوم یا سیم زرد از برنز
سیم سوم یا سیم مشتاق یا زنگ که دقیقا هم جنس و هم اندازهٔ سیم یکم است
سیم چهارم که آن هم زرد رنگ است و از دیگر سیمها قطورتر است.
کاسه: از نظر ساختاری مانند کاسهٔ عود یا تنبور است ولی کوچکتر از آنها (درازای کاسه سه تار از ۲۶ تا۳۰ سانتی متر، پهنای آن به تناسب بین ۱۲ تا ۱۶ سانتی متر و ژرفایش نزدیک ۱۳ سانتی متر می‌باشد.). و معمولاً از چوب توت ساخته می‌شود.
صفحه: روی کاسه جا دارد و دست راست نوازنده روی آن قرار می‌گیرد. صفحه دارای سوراخ‌هایی برای خروج صداست.
دسته: درازای دسته ۴۰ تا ۴۸ سانتی متر و قسمتی که گوشی‌ها در آن تعبیه می‌شوند ۱۲ سانتی متر و پهنای دسته ۳ سانتی متر است.
خرک
سیم‌گیر: در بخش پایانی کاسه ساز ابزاری چوبین برای نگهداری سیم هاوجود دارد که عموماً سیم گیر خوانده میشود.
شیطانک
گوشی: سیم از یک طرف به سیم گیر در انتهای کاسه و از طرف دیگر به گوشی‌های کوک شونده در انتهای دسته ساز بسته می‌شوند. با پیچاندن گوشی‌ها ساز کوک میشود.
پرده.


سه تار دارای صدایی مخملین و ظریف بوده از آنجاییکه که با کنار ناخن انگشت سبابه دست راست نواخته می‌شود، صدای ساز ارتباط مستقیمی با اعصاب و روان نوازنده پیدا می‌کند و از این رو سه تار را اغلب همدم اوقات تنهایی خوانده‌اند.

اغلب شنوندگان، ساز سه تار را دارای لحن و نوای غمگینی احساس می‌کنند، اما نوازندگان معاصر موسیقی ایرانی در تلاش برای توسعه موسیقی مدرن و نوی ایران، اثار زیبایی آفریده‌اند که با حال و هوایی که تا دو دهه پیش از این ساز تصور میشد کاملاً متفاوت است. 

نوازندگان پیشین:
درویش خان، میرزا عبدالله، ابوالحسن صبا، احمد عبادی، نور علی برومند، یوسف فروتن، سعید هرمزی و...

نوازندگان کنونی:
جلال ذوالفنون، محمدرضا لطفی، حسین علیزاده، داریوش پیر نیاکان، مسعود شعاری، مجید درخشانی، قشنگ کامکار و رضا عباس زاده و ...

+ نوشته شده در  جمعه 29 شهریور1387ساعت   توسط سروش بانیانی  | 

فروردین ۱۳۸۷

( تکرار )

تبلیغ یکی از کاندید ها / یزد

آتشکده زرتشتیان / یزد

بدر ماه / باغ دولت آباد

غروب خورشید / جاده کویر مصر

آقا آرمین / از دوستان عزیزم

آتش / کویر شهداد

این شتر خوشکل تا این زمان دوربین ندیده بود / کویر مصر

هفت سین / مهمانسرای علی ساربون

کویر مصر

غروب خورشید / کویر مصر

نمایی از شهر / یزد

اینجا هم جومنو گرفت و با انگشت یک بیت شعر نوشتم / کویر مصر

امامزاده محمد صالح / انار

مهمانسرای علی ساربون / کویر مصر

بوته خار / شاهرود

متاسفانه زیبایی این بوته در تصویر مشخص نیست

کلوت ها / کویر شهداد

به چندین علت تکرار مطالب گذشته میکنم .

بعضی از دوستان نمیتونستن عکس ها رو ببینن که با اصلاح آپ کردم .

دوستان جدید ببینن .

مرور خاطرات .

وقفه ایی بین مطالب بیفته که دوستان راحت مطالعه کنن و بلاگ هم کم کار نشه .

یا حق

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 27 شهریور1387ساعت   توسط سروش بانیانی  | 
 

تاریخچه موسیقی

( بخش دوم )

سه تار

هرودت در تاريخ خود راجع به ايرانيها گويد :

 

(( ايرانيان براي تقديم نذر و قرباني به خدا و مقدسات خود مذبح ندارند ، آتش مقدس روشن نمي كنند ، بر قبور شراب نمي پاشند ، ولي يكي از موبدان حاضر مي شود و يكي از سرودهاي مقدس مذهبي را مي خواند . ))

 

 

از گفته هرودت چنين بر مي آيد كه ايرانيان در آن موقع موسيقي مخصوصي براي تشريفات مذهبي داشته اند . و شايد سرودي كه هرودت به ان اشاره مي كند از سرودهاي كتاب اوستا باشد ذكر مي كنيم . زنوفن تاريخ نويس يوناني در كتابي كه راجع به بخصال كوروش نوشته ، چند جمله ذكر كرده كه مي توان از نوشته هاي او نتايجي به دست آورد . چنانكه در يك جا چنين مي نويسد :

 

(( كوروش هنگام حمله به ارتش آسور بنا برعادت خود سرودي آغاز كرد كه سپاهيان با صدايي بلند و با احترام و ادب زياد دنبال آن را بخواندند و چون سرود به پايان رسيد آزاد مردان با قدمهاي مساوي و با نظم تمام براه  افتادند .))

 

در جاي ديگر گويد :

(( كوروش براي حركت سپاه چنين دستور داد كه صداي شيپور علامت حركت و عزيمت خواهد بود و همين كه صداي شيپور بلند شد بايد همه سربازان حاضر باشند و حركت كنند .))

 

پس از چند سطر ديگر گويد :

 

(( در نيمه شب كه صداي شيپور عزيمت و رحيل بلند شد ، كوروش سردار سپاه را فرمان داد تا با همراهان خود در جلوي صفوف سپاهيان قرار گيرد . بعد  كوروش مي گويد : همين كه من به محل مقصود رسيدم و حملات دو سپاه نزديك شد سرود جنگي را مي خوانم و شما بي درنگ جواب مرا بدهيد . در موقع حمله چنانكه گفته بود كوروش سرود جنگ را آغاز كرد و سپاه همگي با وي هم آواز شدند . ))

 

از مطالب فوق چنين بر مي آيد كه ايرانيان دوره هخامنشي يك قسم موسيقي مخصوصي براي جنگ داشته اند كه بي شك در تحريك احساسات سپاهيان موثر بوده و آلات موسيقي رزمي آنها از قبيل شيپور و طبل نيز در اين هنگام بكار مي رفته و سرودهاي رزمي در بر انگيختن حس شجاعت و دليري سربازان و كاميابي آنها در ميدان نبرد وسيله خوبي بوده است اما معلوم نيست اين سرودها در چه مايه اي بوده و چه شعري با آنها خوانده مي شده . ضمنا از بيانات زنوفن معلوم ميشود همان طور كه ايرانيان موسيقي مخصوصي براي ميدان جنگ و ستيزه داشته اند ، بي شك آنقدر ها با موسيقي آشنا بوده اند كه براي موقع فراغت و تفريح نيز موسيقي ديگري داشته باشند . چنانكه در كتاب هرودت كلمه (( ني )) مكرر ذكر شده و اين طور به نظر ميرسد كه از نواختن اين ساز تاثيرات مخصوصي حاصل ميشده .

 

 

 

راجع به وجود موسيقي مذهبي در اين دوره با اشاره اي كه هرودت كرده مخصوصا با توجه به اين نكته كه قديمترين قسمت كتاب اوستا شامل سرودها و مناجاتهايي است كه در وقت عبادت با تشريفات خاصي خوانده ميشده شكي باقي نمي ماند . از نظر موسيقي يك قسمت از كتاب يسنا كه موسوم به گاتها مي باشد قديمترين قسمت اوستا و شامل سرودهاي موثري است كه شايد آهنگهاي مخصوصي داشته . گاتها در اواسط كتاب يسنا واقع شده و عبارت از 17 سرود مذهبي است و احتمال ميرود كه از خود زرتشت باشد. سرودهاي گاتها را مي توان شعر يا اقلا نثر مسجع ناميد و همين ثابت ميكند كه خالي از آهنگ موسيقي نبوده . اين نكته را نيز بايد متوجه بود كه قوم ايراني در اصل از يكي از شاخه هاي مهم نژاد آرياييها جداشده از ابتدا جهات مشتركي داشته اند چنانكه كتاب مذهبي هنديها موسوم به ودا كه يادگار قديم زبان (( سانسكريت )) است نيز شامل سرودها و ترانه هاي مذهبي و ادبي نژاد آريايي است واز مقايسه مطالب كتاب ودا و اوستا به خوبي معلوم ميشود كه قوم ايراني و هندي فرزندان يك مادرند و احساسات و طرز تفكر و كيفيت ذوق انها جنبه هاي مشتركي داشته وهمانطور كه اشاره شد موسيقي ايران و هند داراي شباهتهايي به هم نيز مي باشد .

 

 ضمنا بايد اشاره كرد  كه اگر اثري از نوازندگان و سرايندگان و آلات موسيقي اين دوره در دست بود و حداقل در يكي از گوشه هاي آثار تاريخي حجاري  يا نوشته و نقش برجسته اي بدست آمده بود ، راه تتبع و فهم مقصود را نزديك تر مي كرد . ولي هيچ گونه اثري باقي نمانده و اهل فن هم در خرابه هاي آثار هخامنشي چيزي در اين خصوص كشف نكرده اند . پس از دوره هخامنشي چون اسكندر و جانشين او يوناني بودند و بعد از اشكانيان هم مردم خارجي به شمار مي رفتند و نسبت به آثار تمدن ايراني ابراز علاقه نمي كردند همانطور كه در اين دوره تمدن يوناني وارد ايران شد ، شايد از آهنگهاي موسيقي انها نيز اقتباسي شده باشد . مثلا يكي از پادشاهان اشكاني موسوم به ارد اول دوستدار ادبيات يوناني بود و در مجالس او نمايشهاي يوناني مانند تصنيفات« اري پيد» را نمايش مي دادند . وشايدهمان كساني كه از نمايشهاي يوناني اطلاع داشته و بازي مي كرده اند ، از موسيقي يونان نيز بي بهره نبوده و در موقع خود آوازهاي يوناني هم ميخوانده اند ولي به واسطه موجود نبودن مدارك و اطلاعات كافي فعلا بيش از اين نمي توان در اين موضوع بحث كرد

( ادامه در مطلب بعدی )

سه تار

+ نوشته شده در  دوشنبه 25 شهریور1387ساعت   توسط سروش بانیانی  | 

کویر شهداد ( سال 1385 )

روزگاری شــد که در میــخــــانـه خدمت میکنم

در لبـــاس فــقـر کـار اهـل دولـــت مـیــکـــنـــم

***

تـا کـی انـدر دام وصــل آرم تــذروی خـوش خرام

در کــمــیـنـم و انـتـظـار وقــت فـرصـت میــکنــم

***

واعــظ مـــا بــوی حـق نشیـند بشنو کاین سخـن

در حضــورش نـیــز میــگویـم نه غیـبـت میــکنـــم

***

بــا صبـا افـتان و خیـــزان میــروم تا کوی دوســـت

وز رفــیـقـان ره اسـتمـداد هـمّــت میـــکنــــــــــم

***

خاک کــویــت زحــمـت مـــا بـرنـتــابـد بیــش ازیــن

لـطـفــها کــردی بتــا تخـفـیـف زحــمت میــکنــــم

***

زلـــف دلــبر دام راه و غـمـــزه اش تــیر بلاســـــت

یاد دار ایـــدل کــه چـنـدیـنـــت نصیــــحت میکنـــم

***

دیــده ی بدبیـــن بپــوشـان ای کریـم عیــب پـــوش

زیــن دلیــریــهــا کـه مـن در کنــج خــلـوت میـکنــم

***

حـافــظـم در مجــلسـی دردی کشــم در محـــفلی

بنـگر این شوخی که چون بـا خلق صنـعت میــــکنم

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 24 شهریور1387ساعت   توسط سروش بانیانی  | 

در آغاز از تاریخ موسیقی شروع میکنیم

مطالب ذیل با کمک  چندین کتاب و سایت معتبر نوشته شده

تاریخچه موسیقی

( بخش اول )

مصريها : موسيقي در بين مصريها نيز رواج داشته و آلات موسيقي از قبيل چنگ و طنبور و ني ساده و ني مضاعف و بوق و سيتار و طبل و دايره ميان آنها مرسوم بوده است . همچنين يك قسم ساز مضرابي شبيه به سه تار بوده و فرنگيها آن را نمونه گيتار مي دانند . اختراع يك قسم ارگ را كه داراي لوله هاي متعدد بوده نيز به مصريها نسبت مي دهند . از نقاشيهايي كه روي ظروف قديم مصر شده و آلات ضربي مختلفي كه داشته اند چنين بر مي آيد كه رقص نيز بين آنها مرسوم بوده و مصريها به اين امر علاقه داشته اند .

 

سومريها : بطوريكه از تاريخ بر مي آيد موسيقي در تشريفات و رسوم مذهبي سومريها اهميت داشته . در ميان آثاري كه از آنها بدست آمده ، يك قطعه نقش برجسته اي است كه شامل دو قسمت اشت:در قسمت پايين سازي است شبيه سيتار و چنگ كه در قاعده آن  جعبه اي براي انتشار و انعكاس صدا تعبيه شده و نوازنده اي آن را با دو دست مي نوازد . در قسمت بالا هم چهار نفر موسيقي دان ديده مي شود كه يكي از آنها جامه اي بلند بر تن دارد و صفحه اي مدور را در يك دست گرفته و در دست ديگر چيزي شبيه به چكش دارد . نفر ديگر مشغول دست زدن است ويك نفر هم آواز خوان است و چنين به نظر مي رسد كه اين اشخاص مامور اجراي قرباني هستند و اين كار را با رسوم و تشريفات خاصي انجام مي دهند .

عيلاميها : عيلاميها نيز موسيقي را هنگام بر پا كردن رسوم مذهبي به كار مي برده اند . آلات موسيقي آنها يكي دو قسم چنگ وني ساده ومضاعف و بعضي آلات ضربي بوده .از جمله سازي داشته شبيه سنتور كه بعد ها تغيير  شكل داده وكامل شده و سازه هاي كلاويه دار فرنگي را كه كامل ترين آنها پيانو  است از روي آن ساخته اند . از نقوش برجسته آثار عيلامي دو نمونه كامل از اركستر  آنها كه يكي دسته نوازندگان وديگري دسته سرايندگان است بدست آمده ودر(( بريتيش ميوزيوم )) است . دسته نوازندگان از يازده نوازنده تشكيل مي شود كه هفت نفر آنها چنگ مي زنند و دو نفر ني مضاعف مي زنند ويك نفر سازي شبيه به سنتور مي نوازد و نوازنده ديگر هم يك قسم آلات ضربي مي زند . در دسته سرايندگان نه بچه و شش زن شركت كرده اند : زني كه در جلو واقع شده راهنماي سايرين است و زن ديگر زير چانه گذاشته كه عادت اغلب خوانندگان مشرق زمين است . ساير زنها و بچه ها هم دست مي زنند .

 

آشوريها : خداهاي آشوري دوستدار موسيقي بوده و آشوريها براي خاطر آنها در موقع عبادت و پرستش ارباب انواع موسيقي مخصوصي به كارمي برده اند . آلات موسيقي انها چنگ و سيتار وني ساده و مضاعف و بوق و طنبور بوده . در آثاري كه از آشوريها بدست آمده نمونه هاي مختلف از نوازندگان آشوري ديده مي شود و اغلب آنها به صورت تك نوازي است . فقط در يكي از اين نقشها يك اركستر چهار نفري به نظر مي آيد كه دو نفر آنها سازي كه بين چنگ و سيتار است مي نوازند و دو نفر ديگر آلات ضربي مي زنند

ساير ملل شرقي : موسيقي ساير ملل مشرق زمين با موسيقي كشور ما بي رابطه نيست ازقبيل فينيقيها و يهوديها و اهالي فلسطين و سوريه كه آلات موسيقي ديگري كه با اختلافات جزئي شبيه به سازهاي مذكور در فوق است داشته اند . مخصوصا از اشاراتي كه در كتاب تورات شده معلوم مي شود كه موسيقي يهود اهميت داشته و عده زيادي سرايندگان و نوازندگان دور او بوده و زبور داود با الحان مخصوصي خوانده مي شده . همچنين اهالي آسيايي صغير مانند ساكنان ساكنان ليديه و فريگيه و درينها از موسيقي يو ناني نيز اقتباساتي كرده بودند و اين كشورها نيز به تصرف شاهان هخامنشي درآمده موسيقي آنها هم شايد در موسيقي ما بي اثر نبوده است .

موسيقي در دوره هخامنشي : از موسيقي اين دوره اطلاع كافي نداريم ولي ملتي كه خود را رقيب يونان مي دانسته و با اهالي آن سرزمين روابط تاريخي داشته و از حيث آثار صنعتي نمونه هاي پر ارزشي مانند حجاريهاي تخت جمشيد به يادگار گذارده ، بي شك از موسيقي هم بي بهره نبوده است . از اين گذشته چون دولت هخامنشي جانشين دولتهاي متمدن زمان خود گرديد از صنايع آنها نيز تا آنجا كه مطابق ذوق ايرانيها بود اقتباس كرد . اينك اشاراتي را كه دو نفر از تاريخ نويسان معروف يونان در اين باب كرده اند بيان مي كنيم :

 

هرودت در تاريخ خود راجع به ايرانيها گويد :

 

(( ايرانيان براي تقديم نذر و قرباني به خدا و مقدسات خود مذبح ندارند ، آتش مقدس روشن نمي كنند ، بر قبور شراب نمي پاشند ، ولي يكي از موبدان حاضر مي شود و يكي از سرودهاي مقدس مذهبي را مي خواند . ))

 

 ادامه در مطلب بعدی

+ نوشته شده در  شنبه 23 شهریور1387ساعت   توسط سروش بانیانی  | 

وقتی بچه بودم ( ده سال پیش نوشتم اینو ) خیلی خودم رو تحویل میگرفتم . جناب آقای .... D:

یادش بخیر . اون موقع چقدر خودمو تحویل میگرفتم . تازه فکر میکردم که کار خوبی دارم انجام میدم . ده سال پیش اینو نوشتم . یه وقت فکر نکنین هنوز اینجوریم  ( لبخند )

+ نوشته شده در  چهارشنبه 20 شهریور1387ساعت   توسط سروش بانیانی  | 

 

یک شبی مجنون نمازش را شکست
بی وضو در کوچه لیلا نشست
عشق آن شب مست مستش کرده بود
فارغ از جام الستش کرده بود
سجده ای زد بر لب درگاه او
پر زلیلا شد دل پر آه او
گفت یا رب از چه خوارم کرده ای
بر صلیب عشق دارم کرده ای
جام لیلا را به دستم داده ای
وندر این بازی شکستم داده ای
نشتر عشقش به جانم می زنی
دردم از لیلاست آنم می زنی
خسته ام زین عشق، دل خونم مکن
من که مجنونم تو مجنونم مکن
مرد این بازیچه دیگر نیستم
این تو و لیلای تو ... من نیستم


گفت: ای دیوانه لیلایت منم
در رگ پیدا و پنهانت منم
سال ها با جور لیلا ساختی
من کنارت بودم و نشناختی
عشق لیلا در دلت انداختم
صد قمار عشق یک جا باختم
کردمت آوارهء صحرا نشد
گفتم عاقل می شوی اما نشد
سوختم در حسرت یک یا ربت
غیر لیلا برنیامد از لبت


روز و شب او را صدا کردی ولی
دیدم امشب با منی گفتم بلی
مطمئن بودم به من سرمیزنی
در حریم خانه ام در میزنی
حال این لیلا که خوارت کرده بود
درس عشقش بیقرارت کرده بود
مرد راهش باش تا شاهت کنم
صد چو لیلا کشته در راهت کنم

+ نوشته شده در  چهارشنبه 20 شهریور1387ساعت   توسط سروش بانیانی  | 
سلام

من یه آرشیو سی هزار عکسی دارم ، که عکاسش هم خودم بودم .  از این به بعد هربار چند تا از اون ها رو واستون آپلود میکنم

ببخشید دیگه ، من عکاس خوبی نیستم

عکس های نیاسر کاشان

زمستان ۱۳۸۵

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 18 شهریور1387ساعت   توسط سروش بانیانی  | 
 

قانون

قانون يكي از قديميترين سازهاي ايراني است كه توانايي بيان گوشه هاي موسيقي ايراني را دارد ولي متاسفانه مدت مديدي است كه در سرزمين ما ناشناخته مانده در حاليكه در كشورهاي همجوار سالهاست كه ازين ساز استفاده شده است . تقريبا از نيم قرن پيش تاكنون موسيقي دانان ايراني به اجراي اين ساز روي آورده اند اما با وجود اينكه زمينه كار اينان بر نغمه هاي موسيقي ايراني مبتني بوده است به دليل تقليد نا آگاهانه از روش و سبك نوازندگي موسيقي عربي ، اين پندار اشتباه بوجود آمده ساز قانون عربيست و آنرا بايد به شيوه عربي نواخت ، حال آنكه اين سبك در قانون نوازي علاقمندان به موسيقي ايراني را فرسنگها از شناخت اصول و ظرايف اين ساز كه كاملا با موسيقي ايراني منطبق است دور مي سازد . 



قانون سازيست تقريبا به شكل سنتور و با مضراب فلزي كه مانند انگشت دانه است و به انگشت اشاره ميكنند نواخته مي شود . قانون از يك جعبه مجوف چوبي ساخته شده كه سطح قائده زيرين و زبرين آن ذوزنقه غير منتظم است . شكل و اندازه ان در نواحي مختلف فرق ميكند مانند قانون مصري ، قانون تركي ، قانون بغدادي . معمولا قانون مصري بزرگتر و قانون تركي كوچكتر است . هر قسمت از جعبه ساز نام خاصي دارد . براي خارج شدن ارتعاشات صوتي سه سوراخ كه شكلهاي متفاوت و ازين نظر نامهاي مختلفي دارد ايجاد ميكنند . در سطح فوقاني ضلع قائم دست راست خرك و بر روي پوستي كه جنس آن از پوست آهو يا ماهي است قرار دارد . در طرف ضلع مورب برحسب بزرگي و كوچكي قانون از بيست و يك تا بيست و نه رديف سه تايي مجموعا شصت و سه تا هشتاد و يك گوشي فلزي و در طرف ديگر كه ضلع آن عمود بر قاعده است شصت و سه تا هشتاد و يك سوراخ ريز تعبيه شده است . زه ها ((اوتار )) از روي دو رديف خرك از سمت راست به چپ مي گذرد عده زه هاي قانون معمولا شصت و سه تا هشتاد ويك است . براي نواختن قانون آن را روي چهار پايه بلند و متناسب با وضع نشستن قرار داده و نوازنده مقابل آن مي نشيند به طوري كه قاعده بلند جعبه كه تارهاي كلفت و ضخيم دارد در پايين و قاعده كوچكتر كه تارهاي نازك و كوتاه دارد رو به بالا است ولي اكثرا آنرا روي زانو قرارداده و مضراب را كه از يك حلقه فلزي پهن كه در وسط آن يك جسم استخوتني ( معمولا از پر پرندگان ) قرار دارد ساخته شده بر انگشت سبابه قرارداده و محكم ميكنند . هر سه سيم قانون همصدا كوك مي شود . دامنه صداي قانون از اولين زه ضخيم و كلفت كه مقابل نوازنده قرار دارد بم ترين نت فا با كليد فاي چهارم در قانون بزرگ مي باشد . البته در قانونهاي مختلف ممكن است از صداي بم كسر شود . زير ترين نت دو است . براي كوك پايه معمولا از ناحيه زير كه نازكترين صدااست ده پرده مي شمارند و پرده دهم را با ديا پازون نت la3=435 كوك ميكنند . هركدام از تارهاي قانون قطرهاي مختلفي دارد و يك نوازنده ماهر و خوب مي تواند نوع آنرا تشخيص دهد . در قانون در شيار خرك ضلع مورب خرك هاي كوچك فلزي دارد كه به قيد لولا شده و نوازنده مي تواند براي تغيير مقام و صدا خرك ها را خوابانده يا بلند نمايد . تغيير كشش در فركانس سيم موثر است و كار گذاشتن خرك هاي كوچك بسيار مشكل است و اين كار را متخصصين ورزيده اي انجام مي دهند . قانون داراي صدايي بسيار خوش و ملايم و طبيعي است 


+ نوشته شده در  یکشنبه 17 شهریور1387ساعت   توسط سروش بانیانی  | 
استاد محمد رضا شجریان

مراحل ضبط و تولید ربنای استاد شجریان توسط زنده یاد حسین صبحدل که خود او نیز یکی از استادان تلاوت قرآن و موسیقی بود شکل گرفت. وی در جلسات مذهبی آیت الله طالقانی در مسجد هدایت، نشو و نما یافت و بعدها مسئولیت برنامه های مذهبی حسینیه ارشاد را نیز به عهده گرفت و شاگردان بسیاری نیز تربیت کرد.

استاد محمدرضا شجریان درباره چگونگی اجرای این اثر می گوید : "انگیزه اصلی من در خواندن این دعا تدریس آن به دو هنرجو بود و پس از اینکه این قطعه کامل شد برای ضبط امتحانی به همراه این دو شاگرد به یکی از استودیوها رفتیم و این دعا را بدون هیچ زمینه قبلی اجرا کردم و نسخه ای از این اجرا را را برای آموزش شاگردانم به آنها دادم اما پس از مدتی این قطعه بدون اجازه از رادیو پخش شد".

آواز ربنا طبق سنت اجرایی این دعاها روی الحان قرآنی خوانده شده است این قطعه از دستگاه "رست" یا "راست" شروع شده و در خاتمه به دستگاه "عجم" (شبیه ماهور) مدلاسیون می شود ( نام عجم براین دستگاه که یکی از دستگاههای هفتگانه قرآنی است نشان دهنده عدم وجود چنین دستگاهی در الحان قدیم عربی است).

آواز ربنا که در حقیقت می توان آن را تلاوت آوازی قرآن کریم نامید ( چون با هر یک از قرائتهای 7 گانه مشهور قرآن کریم متفاوت است )، بیان آوازی آیات 193 و 194 سوره مبارکه آل عمران است که آیه شریفه 193 را اساتید حوزه ادبیات و شعر بهترین ملاک و برترین نمونه صنعت ترصیع ( مرصع کاری ، جواهرنشاندن ) دانسته و به دانشجویان خویش چون تمثیل و استناد و مدل و الگو توصیه می کنند.

+ نوشته شده در  جمعه 15 شهریور1387ساعت   توسط سروش بانیانی  | 

چند دست خط از شجریان

ostaad shajariyaan

ostaad shajariyaan

+ نوشته شده در  پنجشنبه 31 مرداد1387ساعت   توسط سروش بانیانی  | 

یک شب دلی به مسلخ خونم کشید و رفت

        دیوانه ای به د ام جنونم کشــــــــید و رفت

                استاد شجریان

        پس کوچه های قلــــــــب مرا جستجو نکرد

اما مرا به عمق درونم کشــــــــــــید و رفت

+ نوشته شده در  یکشنبه 20 مرداد1387ساعت   توسط سروش بانیانی  | 
یک سری عکس از سفر ما به جنگل ابر

 

+ نوشته شده در  جمعه 21 تیر1387ساعت   توسط سروش بانیانی  | 
استاد پرویز یاحقی

استاد پرویز یاحقی

.........................
نام اصلی :پرويز صديقي پارسی 
متولد 31 شهريور 
سال 1314 شمسي 
در: تهران خيابان صفي عليشاه 


.........................
پدر پرويزازمردان روشنفکر و تحصيل کرده ي زمان خود بود.واز آنجا که بيشتر در ماموريت هاي اداري به سر مي برد اکثرا فرزند کوچک وبا استعدادش، پرويز، در خانه استاد حسين ياحقي( دايي هنرمند خود) به سر مي برد. سه يا چهار سال بيشتر نداشت كه با انگشتان كوچكش روي آب پاش باغباني پدرش ضرب مي گرفت و نغماتي كه از استاد حسين خان ياحقي(دايي هنرمندش) ودوستانش شنيده بود را زمزمه مي كرد.
روح بزرگ و پر التهاب وي آرامش رااز وي صلب نموده، در صدد دستيابي به سازي برآمد.شايد آسان ترين سازي که در ايام کودکي ميتوانست در اختيار او قرار بگيرد ني لبک کوچک و ظريفي بود که تهيه آن براي او چندان مشکل نبود.او سعي داشت نغمات دلنشيني که در فضاي خانه و در کلاس درس استاد به گوش ميرسيد با ساز کوچک خود اجرا نمايد.
استاد که همشيره زاده خود را شيفته ودلباخته موسيقي مي ديد واز دورونزديک متوجه حالات او بود سعي کرد تا رضايت پدرومادر پرويز را براي تقديم هنرمندي بزرگ به عالم موسيقي جلب نمايد. ولي پدرش كه از كارمندان عالي رتبه وزارت امور خارجه بود ، با اين مسئله مخالفت كرد. از طرفي خانه ي آنها محل رفت و آمد بزرگترين چهره هاي موسيقي(استادان محجوبي،حسين تهراني ، صبا ، ني داود، عبادي و ...) بود و او تقريباً هر روز شاهد هنرنمايي آنان بود.با اينكه پدرش با موسيقي بيگانه نبود ،اما دلش ميخواست كه پسرش مهندس يا دكتر شود نه يك موسيقيدان.
مخالفت پدر از يك سو و تاكيد دايي از سوي ديگر ،كار را به جايي رساند كه پدرش تصميم گرفت او را از اين محيط دور كند و به بهانه ماموريت او را از كشور خارج كرد.
پرويز به خاطر دوري از تمامي عشق و آرزوهايش (موسيقي) به سختي بيمار شد. بيماري پرويز هر روز داشت شكل جدي تري به خود مي گرفت و پدرش كه بسيار او را دوست مي داشت ، هر روز او را نزد يك پزشك مي برد. بعد از مدتي نزد اين پزشك و آن پزشك رفتن عاقبت يك دكتر فرانسوي پس از معاينات زيادي به پدرش گفت كه فرزند خرد سال شما از دوري چيزي رنج مي برد. از او خواست كه هر چه زود تر آن چيز را كه از پرويز دور كرده به او باز گرداند.دكتر به پدرش گفت كه اگرغيرازاين باشد كودك شما از بين مي رود.
سه يا چهار سال آنجا به سختي گذشت .تا اين كه در آستانه ي ده سالگي با پول تو جيبي كه جمع كرده بود، از خانه ي پدري فرار كرد و به ايران باز گشت.او در ايران ماند و نزد استاد حسين ياحقي تعليم موسيقي را به صورت جدي ادامه داد.
علاقه واستعداد شگرف پرويز در فراگيري (نت) وملودي هاي گوناگون موسيقي باعث حيرت استاد شد.و مي ديد که دوره هاي رديف اول موسيقي راكه شاگردان ديگر دوران زيادي را صرف آموختن آن مي کنند، به سرعت طي کرده ودر حالي که از نظر سن و قد و قامت از همه ي آنها کوچکتراست در فراگيري دروس به آنها کمک ميکند.دوره آموزش رديف هاي پنجگانه ديگر استاد که عبارت بود از پيش درآمدها و چهارمضرابها و آهنگهاي ضربي ودستگاههاي موسيقي ايراني بودوتا دوره ي عالي بود يکي پس از ديگري طي شد در حالي که پرويز بيش از 11سال از سنين عمرش طي نشده بود.
منزل استاد ياحقي که در آن زمان محل اجتماع ورفت وآمد موسيقيدانان بزرگي نظيراستادان: ابوالحسن صبا ,مرتضي محجوبي,علي اکبرشهنازي,رضامحجوبي,حسين تهراني,رضا قلي ظلي,مرتضي ني داود وغيره بود وموقعيت خاصي براي دانشجويان موسيقي پديد آورده بود.استاد ابوالحسن صبا که متوجه نبوغ و استعداد خارق العاده وي شده بود از استاد او(حسين ياحقي) خواسته بود که چندي هم در نزد وي کار کند.پرويز با اشتياق فراوان آن را پذيرفت ومدت 2سال نيز نزد استاد صبا به فراگيري رديف هاي ايشان مشغول گشت.
روزها پس از يكديگر سپري مي شد تا اينكه براي اولين بار در سن پانزده سالگي به راديو راه پيدا كرد و يك قطعه ساز تنها اجرا كرد. اما پدرش اجازه نداد كه از نام فاميل صديق پارسي استفاده كند. به همين دليل دايي اش گفت كه تو از اين به بعد از نام فاميل (ياحقي) استفاده كن.
از همان زمان پرويز صديقي پارسي با عنوان پرويز ياحقي فعاليت خود را در اركستر استاد ياحقي ادامه داد تا اين كه در شانزده سالگي اولين اركستر خود را ، تشكيل داد.
در همان سال ها با استاد فقيد مرحوم جواد بديع زاده آشنا شد.
پرويز ياحقي همكاري خود را تا سن هجده سالگي با راديو ادامه داد،تا اينكه بنا به دعوت شادروان داوود پيرنيا براي برنامه ((گلها)) دعوت گرديد و او آهنگي بنام ( اميد دل من كجايي ) را براي اين برنامه ساخت كه با صداي زنده ياد غلامحسين بنان پخش گرديد، كه نوازندگان اركستر اين آهنگ عبارت بودند از: ابوالحسن صبا،حسين ياحقي،مرتضي محجوبي ،علي تجويدي ، حبيب الله بديعي و... كه اين عزيزان هر كدام خورشيد تاباني در عرصه موسيقي بودند
((پرويز ياحقي يكي از بهترين سليست هاي برنامه گلها بود و آثار به جا مانده اين هنرمند والا براي هر صاحبدلي الهام برانگيز است)) 


..........................
سالشمار زندگي استاد:
31 شهريور 1314: تولد در تهران، خيابان صفي علي‌شاه، در خانواده «صديقي پارسي»، مادرش (به نام «بدوي») از خواهران حسين ياحقي است. پدر، ديپلمات و كارمند وزارت امور خارجه است.
1321ـ 1319: اولين بارقه‌هاي استعداد موسيقي را بروز مي‌دهد. استاد ابوالحسن صبا او را مي‌بيند و به دوستش، استاد حسين ياحقي، سفارش تعليم او را مي‌كند. حسين ياحقي به‌‌رغم مخالفت‌هاي خانواده، پرويز كوچك را آموزش مي‌دهد.
1326ـ1322: اولين برنامه تك‌نوازي او ايستگاه بي‌سيم و پهلوي،‌ راديو تهران، اجرا مي‌شود. شماري از مردم فكر مي‌كنند كه استاد حسين ياحقي برنامه اجرا كرده است. افسانه «كودك اعجوبه» آغاز مي‌شود. آموزش نزد «دايي جان حسين» ادامه مي‌يابد. كودك اعجوبه، زندگي خانوادگي بي‌آرامشي را طي مي‌كند.
1330 ـ 1327: آوازه شهرت او در تهران مي‌پيچد.
حسين ياحقي، تعليم بعضي شاگردان و كار با خوانندگان نظير منوچهر همايون‌پور را به او مي‌سپارد. او برنامه‌هاي ديگري را در راديو اجرا مي‌كند، از خانواده پدري قطع علاقه مي‌كند و از مدت‌ها پيش به خانواده دايي جان حسين مي‌پيوندد. تحصيلات دبيرستان را نيمه‌كاره مي‌گذارد. با منوچهر شفيعي، بهرام سير، قاسم جبلي، نواب صفا، بيژن ترقي و... معاشرت و مسافرت مي‌كند و اولين صفحه‌هاي گرامافون از نواخته‌هاي او در كمپاني ايران‌ركورد پ‍ُر مي‌شود. پرويز صديقي پارسي با نام خانوادگي «ياحقي» در محافل موسيقي تهران آوازه مي‌يابد. اولين كلاس كوچك تعليم ويولون را در خيابان فردوسي جنب دفتر مجله سپيد و سياه، باز مي‌كند.
1334 ـ 1331 : شهرت روزافزون او بالا مي‌گيرد. بحران‌هاي روحي در عرصه خانواده و روابط خصوصي را تجربه مي‌كند و دو بار در اثر كسالت اعصاب بستري مي‌شود. پزشكان مثل هميشه موسيقي را تنها راه معالجه او دانسته‌اند. اولين آهنگ كلاسيك خود را در آواز شور و با كلام نواب صفا مي‌سازد (با نام «اي اميد دل من كجايي») و با اركستر راديو و صداي بنان اجرا مي‌كند. نزد استاد ابوالحسن صبا، رديف‌ها را مشق مي‌كند و با طرز رهبري اركسترهاي يك‌صدايي آشنا مي‌شود و كنار او هم‌نوازي مي‌كند. با داريوش رفيعي آشنا مي‌شود و براي صداي او اقدام به ساختن آهنگ ترانه مي‌كند. در اركستر مجيد وفادار، ويولون اول را او مي‌نوازد.
1336 ـ 1335: تعدادي آهنگ ‌ـ ترانه ماندگار حاصل همكاري او و رفيعي و ترقي ضبط مي‌شود. راديو تهران تجديد سازمان پيدا مي‌كند و رسماً از او به عنوان آهنگساز و سرپرست اركستر دعوت به كار مي‌شود. در هيئت خبرنگار براي روزنامه پست تهران (به سردبيري نعمت قاضي‌شكيب) و برنامه‌هاي راديو تهران كار مي‌كند و ابتكارات او مورد توجه قرار مي‌گيرد. استاد ابوالحسن صبا بدرود حيات مي‌گويد.
1340 ـ 1337: داريوش رفيعي زندگي را وداع مي‌كند. پرويز ياحقي به كار با ديگر خوانندگان مطرح ادامه مي‌دهد. برنامة "قصه شمع" با صداي او و نواب صفا ضبط مي‌شود. مهدي خالدي در تنظيم و ساخت و اجراي آهنگ‌ ـ ترانه‌ها به وي ياري مي‌كند. با همه‌گير شدن شايعه‌هايي درباره گرفتاري‌هاي جسمي او و چند هنرمند ديگر و طرح ترك اعتياد هنرمندان راديو در آن زمان، پرويز ياحقي همراه تني چند از ديگر هنرمندان بستري مي‌شود و بعد از ترك ابتلا به همراه نواب صفا و... به شيراز مي‌رود. كنسرتي به ياد‌ماندني در شيراز (با همكاري هاشم جاويد، حافظ‌شناس مشهور) اجرا مي‌كند. صفحات روزنامه‌ها و مجلات هنري سرشار از ستايش‌ها و انتقادها از او است.
1346ـ1341: پرويز ياحقي از چهره‌هاي ثابت برنامه گل‌ها مي‌شود. شيوه ويولون‌نوازي او شيوع مي‌يابد و برنامه‌هاي فراواني از هم‌نوازي او با ايرج، گلپايگاني و... ضبط مي‌شود. در دوره پيرنيا او با آزادي كامل در رفت و آمد به استوديوي شماره 8 و ضبط تك‌نوازي‌هايش، به دلخواه و به مقتضاي حال و الهام، مي‌دهند. شماري از شنيدني‌ترين برنامه‌هاي او در اين دوران در نوار پ‍ُر مي‌شود. در اين دوره فقط با خوانندگان زن كار مي‌كند. استادان: روح‌الله خالقي و مرتضي محجوبي از دنيا مي‌روند. اولين صفحات 45 دور او همراه آواز گلپايگاني در كمپاني رويال پر مي‌شود.
1349-1347: ياحقي در سكوت هنرمندان و بي‌اعتنايي اطرافيان دنيا را وداع مي‌گويد. پرويز ياحقي با پروانه امير‌افشار از شاگردان علي تجويدي آشنا مي‌شود و بعد از مدتي با او ازدواج مي‌كند. تعدادي آهنگ ـ ترانه براي صداي او مي‌سازد و اين دو، زوج خبرساز هنري در مجلات و روزنامه‌ها مي‌شوند. پيوند آن‌ها بعد از مدتي به طلاق مي‌انجامد، ولي ارتباط هنري حفظ مي‌شود.
1355ـ1350: داود پيرنيا از دنيا مي‌رود. وضعيت موسيقي راديو و برنامة گل‌ها عوض مي‌شود. پرويز ياحقي و تني چند از هنرمندان گل‌ها به سفارش و تبليغ اكبر گلپايگاني به كاباره‌ها مي‌روند و در آنجا برنامه اجرا مي‌كنند. آهنگ‌هاي او كماكان با اركستر بزرگ راديو و به سرپرستي جواد معروفي اجرا مي‌شود. سفرهاي متعدد به كشورهاي اروپايي و آمريكا مي‌رود. اولين نشانه‌هاي انزوا و گوشه‌گيري‌ از جمع در او آشكار مي‌شود. همنواز او رضا ورزنده از جهان مي‌رود.
1357ـ1356: آلبوم دو نواري «سلوهاي ياحقي» با مقدمه‌اي از بيژن ترقي منتشر مي‌شود. آخرين كنسرت‌هاي مدت زندگي خود بين مردم را در فاصلة‌ كمي تا وقوع انقلاب روي صحنه مي‌برد. با انقلاب، زمينه كاري تمام هنرمندان هم‌سنخ او از بين مي‌رود. عده‌اي مهاجرت مي‌كنند و ياحقي در گوشة منزلش انزوا مي‌گيرد.
1368ـ 1358: ياحقي و همكارانش از ادامه كار موسيقي در رسانه‌ها محروم مي‌شوند و حقوق آن‌ها نيز قطع مي‌گردد. او در منزل به نوازندگي و ضبط قطعاتش با كيفيت حرفه‌اي و تخصصي مي‌پردازد. هم‌نوازي‌هاي او با جواد معروفي، ناصر افتتاح، جليل شهناز، فضل‌الله توكل، فرهنگ شريف و... از اين زمان جدي مي‌شود. او در دستگاه حكومت نيز براي خود حامياني پيدا مي‌كند. همنواز او، امير ناصر افتتاح، زندگي را بدرود مي‌گويد. 

1378ـ 1369: ضبط‌هاي خصوصي او ادامه مي‌يابد. دوستانش كم‌كم از دنيا مي‌روند: حسين قوامي، محمودي خوانساري، جواد معروفي و... آلبوم سلوهاي ياحقي با عنوان طُرّه (1 و 2) منتشر مي‌شوند. آلبوم‌هاي ديگر با نام‌هاي طوبي  (1 و 2) و طراوت (1 و 2) به بازار مي‌آيند و خاطره ياحقي در دل‌ها دوباره زنده مي‌شود.
خواهرش در حادثه تصادف اتومبيل جانش را از دست مي‌دهد و مرگ او ضربة رواني مهلكي را به پرويز ياحقي وارد مي‌كند. اولين مصاحبه‌هاي خود در سالهاي بعد از انقلاب را با فروغ بهمن‌پور به انجام مي‌رساند.
1383ـ 1379: كسالت‌هاي روحي و افسردگي او شديد مي‌شود. براي معالجه به خارج از کشور مي‌رود و زود برمي‌‌گردد. فعاليت‌‌هايش را گسترش مي‌دهد و نوارهاي ديگري از او با نام راز و نياز، كيميا و... انتشار مي‌يابد.
1385ـ1384: در يك حادثه تصادف اتومبيل، پنجه چپش خرد مي‌شود. او را براي جراحي به آلمان مي‌برند. در بازگشت، انزوا و افسردگي او شدت مي‌يابد و او ديگر كسي را نمي‌بيند. تنهايي و سكوت او به مرزهاي نگران‌كننده‌اي مي‌رسد، با‌اين‌حال از تدوين آثار خود و واگذاري به حميد اسفندياري‌نيا ناشر مورد اعتماد خود غافل نيست. او هفته قبل از مرگ، آلبوم دو سي‌دي «مهر و مهتاب» را مي‌بيند.
11/11/1385 : مرگ در آپارتمانش در خيابان جردن، كوچه نيلوفر، علت مرگ او ايست قلبي اعلام شد. جهان‌شاه برومند و فريدون احتشامي كاشفان آخرين بقاياي پيكر رنج‌ديده پرويز ياحقي هستند. سه روز بعد در قطعه هنرمندان بهشت زهرا به خاك سپرده مي‌شود. او از 35 سال پيش تا به حال تنها زندگي كرده و فرزندي نيز نداشته است .
( در اینجا لازم میدانم عرض کنم که ویلون را اصلا ساز مناسبی برای اجرای موسیقی ردیفی ایرانی نمیدانم و تازمانی که کمانچه وجود دارد هیچ نیازی به استفاده از ویلون نیست. هر ساز مربوط به زبان خودش میباشد .)

سروش بانیانی

+ نوشته شده در  چهارشنبه 8 خرداد1387ساعت   توسط سروش بانیانی  | 
اجرای کنسرت موسیقی ایرانی - خرداد و تیر 1387
استاد محمدرضا شجریان به همراه گروه شهناز روزهای 29، 30 خرداد ماه، 1و 2 تیرماه 1387 در تالار بزرگ کشور کنسرت موسیقی ایرانی برگزار مِی نمایند

بخشی از درآمد حاصل از این برنامه به بازسازی آرامگاه شمس تبریزی در شهرستان خوی اختصاص خواهد یافت.

تاریخ و روش فروش بلیط های این برنامه در روزهای آینده از طریق همین سایت و سایت اینترنتی کنسرت (http://www.shajarianconcert.com) به آگاهی عزیزان خواهد رسید.

دوستداران موسیقی ایرانی می توانند از ساعت 10 صبح روز شنبه 28 اردیبهشت 1387 به سایت اینترنتی کنسرت (http://www.shajarianconcert.com) مراجعه نموده، اطلاعات فردی خود را وارد یا ویرایش نمایند.

عزیزانی که کد ملی خود را اشتباه وارد نموده اند، لطفا نسبت به اصلاح آن اقدام نمایند. در غیر اینصورت هنگام تحویل بلیط دچار مشکل خواهند شد.

 
گروه برگزاری کنسرت

 
۲۷ اردیبهشت ۱۳۸۷
+ نوشته شده در  یکشنبه 29 اردیبهشت1387ساعت   توسط سروش بانیانی  | 
استاد محمد رضا شجریان اولین اجرای خودشون رو بعد از عمل ریه انجام دادن . این اجرا توی ونکور کانادا انجام شد که بسیار موفق بوده . شاهد جمله قبل روزنامه واشنگتن پست و بسیاری دیگر از مقالات و سیستم های اطلاع رسانی هستند . همه و همه استاد رو یک اسطوره تلقی کرده اند و بیوگرافی و افتخارات استاد رو به هر بهانه ای شده به اطلاع مردم رسوندند .

استاد محمدرضا شجریان و همایون شجریان در کنسرت کانادا 2008202008

استاد شجریان و گروه آوا در کنسرت کانادا 2008

استاد محمدرضا شجریان و همایون شجریان در کنسرت کانادا

استاد شجریان در کنسرت کانادا 2008


گزارش روزنامه ی کانادایی از اجرای استاد محمدرضا شجریان - تشویق ایستاده ی مردم

روزنامه ی خورشید ونکوور یا The Vancouver Sun در این مطلب خود درباره ی حضور استاد محمدرضا شجریان در کانادا و اجرای  هنرمندانه ی او، مطلبی با عنوان "فوق ستاره ی موسیقی ایرانی" نوشته است. در ذیل بخش هایی از این مطلب را با ترجمه ی فارسی آن جهت اطلاع شما عزیزان می آورم. بدیهی است در صورت کلیک بر روی نام روزنامه می توانید به اصل خبر دسترسی داشته باشید.

Persian music, that is, Iranian music, probably has no more famous exponent than Mohammed Reza Shajarian. "They were hailed with three standing ovations - one before they'd performed a note," said the Washington Post, whereas the  Globe & Mail wearisomely invoked Pavarotti: "Shajarian is a superstar, the Pavarotti of Persian classical music." But you get the idea.

Shajarian and his troupe, the Ava Ensemble, play the Orpheum Theatre on Sunday at 8 p.m. Vocally, Persian music (Shajarian is a singer) is intensely melismatic, ornate with windingsyllables. Shajarian's voice is flexible and soulfully expressive

ترجمه:

موسیقی پارسی - موسیقی ایرانی- احتمالا چهره ی شناخته شده تر از محمدرضا شجریان ندارد. روزنامه ی واشنگتن پست می گوید آن ها سه بار مورد تشویق ایستاده ی مردم قرار گرفتند که اولین این تشویق ها قبل از این بود که آن ها حتی یک نوت نواخته باشند. این درحالی است که گلوب اند میل او را پاواروتی ایران می داند و می نویسد: "شجریان یک فوق ستاره است. او پاواروتی موسیقی کلاسیک پارسی است."
شجریان و گروه همراهش -گروه آوا- در ساعت 8 بعدازهظر در ارفئوم تیاتر ونکوور به نغمه پردازی پرداختند.  صدای شجریان سرشار از تزئینات زیبا و جزئیات پیچیده است. صدای او بسیار منعطف و به طور عمیقی توصیفگرانه است.

An important figure in world music, he was awarded the Picasso Prize by UNESCO, an honor he shares with Dmitri Shostakovich, Yehudi Menuhin and the great Nusrat Fateh Ali Kahn.

 شجریان به عنوان یک شخصیت مهم در جهان موسیقی، برنده ی جایزه ی پیکاسو از یونسکو است. افتخار بزرگی که شجریان آن را به همراه دمیتری شوستاکوویچ، یهودی منوهین و نصرت فاتح علیخان بزرگ دارند. 

قسمت دوم مطلب بر گرفته از دل آواز

+ نوشته شده در  سه شنبه 24 اردیبهشت1387ساعت   توسط سروش بانیانی  | 

رفت عـمــرم بر سر ســــودای دل

وز غم دل نیـــــــستم پـــروای دل

خواب را بر چشم خود کردم حرام

تا ببـــینم صبحدم سیـــــــمای دل

دل بقـصد جان من بر خـــــــاسته

من نشــــسته تا چه باشد رای دل

این جهان یک تابش از خورشید جان

و آن جهان یک قـــطره از دریای دل

لب ببند ای جان به گـــــردون میرسد

بی زبان هیـــــــهای دل هــــیهای دل

+ نوشته شده در  یکشنبه 15 اردیبهشت1387ساعت   توسط سروش بانیانی  | 
استاد تاج اصفهانی

استاد تاج اصفهانی


                بهار چون شه گل را به سبزه نشاند 
                                                                نهاد بر سر گلبرگ شبنمی چون تاج

 استاد تاج اصفهانی به سال1282 در خانواده ای متدین در اصفهان تولد یافت. پدرش شیخ اسماعیل تاج الواعظین از خطیبان مشهور اصفهان بود و از نعمت صدای خوش هم بهره ای داشت . جلال تاج از همان سنین طفولیت به صدای دلنشین خود پی برده بود ولی از روی خجالت با پدر خود هیچ صحبت نمی کرد تا اینکه روزی در اندیشه که پدر در منزل نیست با صدای بلند آواز میخواند که ناگاه شیخ اسماعیل او را در آغوش میگیرد و از آن پس در راه آموزش او از هر کاری دریغ نمی ورزد. 

*استادان تاج 
از اساتید که تاج از محضر آنان استفاده کرده است میتوان به : نایب اسدالله ، مهدی نوایی ، سید رحیم ، میرزا حسین ساعت ساز (خضوعی) ، میرزا حبیب شاطرحاجی ، و حاجی عندلیب اشاره کرد.
 
*شناسه های آواز تاج 
1-انتخاب صحیح شعر 2
-تلفظ صحیح و تفهیم شعر 
3-استفاده بجا از تحریر و تنوع در آن 
4-خلاقیت

 *همنوازان تاج
برخی از همنوازان تاج عبارتند از : حسین خان اسماعیل زاده ، نایب اسدالله ، مهدی نوایی ، حسین ، علی و جلیل شهناز ، ابولحسن صبا ، علی تجویدی ، احمد عبادی ، غلامرضا سارنج ، مرتضی محجوبی ، حسن کسائی ، ارسلان درگاهی ، لطف اله مجد و ... ولی بی شک همکاری جلال تاج ، جلیل شهناز و حسن کسائی را بایستی از برترین آثار موسیقائی بدانیم. خانم شبنم جهانگیری در این باره سروده است : 
تاج و شهناز و کسائی چو بهم پیوستند
 روح یاران هم در عرش به پرواز آمد 

*درگذشت
 استاد جلال تاج اصفهانی در 13 آذر 1360 در اصفهان بدرود حیات گفت و در تکیه سیدالعراقین تخت فولاد به خاک سپرده شد. 

*نمونه اثر
 برنامه رادیویی (رادیو اصفهان)
 همنواز : حسن کسائی 
دستگاه : همایون 
غزل از سعدی 
سال اجرا : اواسط دهه 50 
از تو با مصلحت خویش نمی پردازم 
همچو پروانه که میسوزد و در پروازم 
+ نوشته شده در  جمعه 13 اردیبهشت1387ساعت   توسط سروش بانیانی  | 
بعد از بازگشت استاد شجریان از تور موسیقیایی آمریکا و کانادا ( به همراه گروه آوا )، «مشكاتيان» و «شجريان» جزییات کنسرت مشترکشان را مشخص ميکنند .

استاد پرويز مشكاتيان در گفت‌وگو با خبرنگار موسيقي فارس در خصوص برگزاري كنسرت مشترك با محمدرضا شجريان گفت: خوشبختانه استاد در حال حاضر قبراق و سرحالند و دوشنبه نيز براي برگزاري تور موسيقايي‌شان عازم آمريكا و كانادا هستند. زماني كه ايشان از سفر برگردند طي صحبت‌هايي با هم براي برگزاري كنسرت به نتيجه خواهيم رسيد.
وي افزود:ما در تمام اين مدت مرتب با هم در تماس بوديم اما همه اينها منوط بر اين است كه ايشان برگردند و مفصل‌تر با هم صحبت كنيم.
مشكاتيان در خاتمه در خصوص زمان احتمالي اين كنسرت اظهار داشت:از زماني كه تصميم به انجام اين كار گرفتيم، قصد داشتيم امسال اين كنسرت برگزار شود اما بايد ببينيم به چه طريق برنامه ريزي خواهيم كرد اما اميدوارم امسال اين اتفاق بيفتد.

استاد شجریان و استاد مشکاتیان


پرويز مشكاتيان از اجراي گروه عارف در سال جاري با خواننده جديد خبر داد

سرپرست گروه عارف در گفت‌وگو با خبرنگار موسيقي فارس گفت:ما مصمم هستيم امسال كنسرت جديدي را با همان تركيب گروه عارف البته با خواننده جديد برگزار كنيم اما هنوز منتظريم مسائل مربوط به اجرا را انجام و سپس تمرينات را شروع كنيم.
وي افزود:اين اجرا تكرار كنسرت سال گذشته ما در تالار بزرگ كشور نخواهد بود بلكه كاملا متفاوت است و قطعات جديدي را با تغيير خواننده اجرا خواهيم كرد.
اين آهنگساز با اشاره به قطعات اجرايي در اين كنسرت اظهار داشت:من هميشه در كار هستم و قطعا قطعاتي را براي اجرا در نظر داريم اما ابتدا بايد خواننده را انتخاب و بسته به نوع صدا و حنجره خواننده قطعاتي را در نظر بگيرم.
سرپرست گروه موسيقي عارف با بيان اينكه تركيب گروه تغيير نخواهد كرد و تنها خواننده عوض مي‌شود،بيان داشت: خواننده هيچ وقت جزو گروه عارف نيست و تنها براي آهنگسازان و گروه‌هاي مختلف مي‌خواند.
وي ادامه داد: هر كدام از كارهاي هر آهنگسازي حال و احوالي دارد كه بايد با حنجره‌اي خاص خوانده شود، بر اين اساس است كه خواننده در اجراهاي مختلف عوض مي‌شود.
مشكاتيان در خاتمه خاطر نشان كرد:اين كنسرت قطعا امسال برگزار خواهد شد اما زمان آن را هنوز تعيين نكرده‌ايم.
به نقل از خبرگزاری فارس و وبلاگ دل آواز

+ نوشته شده در  چهارشنبه 11 اردیبهشت1387ساعت   توسط سروش بانیانی  | 

برنامه کنسرت استاد شجریان در آمریکا و کانادا
زمانبندی و اطلاعات مربوط به اجرای کنسرت های استاد محمد رضا شجریان، همایون شجریان و گروه آوا در آمریکای شمالی اعلام شد. این کنسرتها از 4 می تا 6 ژوئن در 11 شهر کانادا و آمریکا برگزار میشود،

Vancouver Orpheum Theater 

Sunday, May 4th, 2008 at 8:00 PM

Telephone: (778) 886 8908

 Website: www.caravanbc.com

 

 Bay Area Flint Center Cupertino

Saturday, May 10th, 2008 at 8:00 PM

Telephone: (510) 885 8200

Los Angeles Gibson Amphitheater

Sunday, May 11th, 2008 at 8:00 PM

Telephone: (510) 885 8200

 

or  (818) 50 50 100

 

Sacramento University Theater, SHASTA HALL 113

Friday, May 16th, 2008 at 8:00 PM

Telephone: (916) 705 8798

 

Seattle University of Washington, Kane Hall

Saturday, May 17th, 2008 at 8:00 PM

Telephone: (425) 361 2929

 

Orlando Olympia high school Auditorium

Friday, May 23rd, 2008 at 8:00 PM

Telephone:  (407) 468 9555

 

 Chicago North Eastern University Auditorium

Satuday, May 24th, 2008 at 8:00 PM

Telephone:  1 800 550 4562

 

Washington DC Center for the Arts
George Mason University

Friday, May 30th, 2008 at 8:00 PM

Telephone: (703) 517 4343

 

 Atlanta The Post Theater

Saturday, May 31st, 2008 at 8:00 PM

Telephone: (678) 357 3572

 

 New York Town Hall

Thursday, June 05, 2008 at 8:00 PM

Telephone: (212) 545 7536

Website: www.worldmusicinstitute.org

 

Toronto Roy Thomson Hall

Friday, June 06, 2008 at 8:00 PM

Telephone: (416) 536 4769

Website: www.SmallWorldMusic.com

+ نوشته شده در  سه شنبه 10 اردیبهشت1387ساعت   توسط سروش بانیانی  | 
عــود

بَربَط یا عود سازی زهی است که در خاورمیانه و کشورهای عربی رایج است و از قدیمی‌ترین سازهای شرقی و ایرانی به شمار می‌رود.این ساز در حقیقت‌ نوعی‌ سمبل‌ تاریخی‌ برای‌ سازهای‌ ایرانی‌ است. 

از آن‌جا پیشینه‌ٔ این ساز به ۱۹۷۰ سال پیش از میلاد مسیح بازمی‌گردد، می‌توان آن را از اصیل‌ترین آلات موسیقی ایران زمین به شمار آورد. آثار باستانی بین النهرین متعلق به هزارهٔ دوم قبل از میلاد، تصویر مردی ایستاده را نشان می‌دهد که به نواختن بربط مشغول است.

در حقیقت‌ سومری‌های‌ باستان‌ اولین‌ قومی‌ هستند که‌ در آثار به‌ جای‌ مانده‌ از آن‌ها ردپایی‌ از این‌ ساز در دیده می‌شود. ساز عود در ایران‌ پیش از اسلام‌ به‌ نام‌ بربط‌ شناخته‌ می‌شد و پس از سومری‌ها و در دوران هخامنشیان رواج داشته است. این ساز در عهد ساسانی بیش از همه ادوار متداول بوده است.

گویا در اوایل اسلام به کشورهای عربی راه یافته و جانشین سازی به نام «مزهر» شده ‌است. بر پایهٔ بعضی از اسناد «ابن سریح ایرانی نژاد» نخستین کسی است که در عربستان و در قرن اول هجری عود فارسی یا بربط را نواخته و نوازندگی آن را آموزش داده‌است. الاغانی می‌گوید:آشنایی او با عود از آنجا شروع شد که «عبدالله ابن زبیر» جمعی از ایرانیان را به مکه دعوت کرده بود تا خانهٔ کعبه را تعمیر کنند. دیوارگران ایرانی عود می‌زدند و اهل مکه از ساز و موسیقی ایشان لذت می‌برند و آن را تحسین می‌کردند، ابن سریح پس به عود زدن پرداخت و در این صنعت سرآمد هنرمندان زمان گشت.

چون سطح ساز بربط از چوب پوشیده شده بود، اعراب آن را عود نامیدند.(العود در زبان عربی به معنای چوب است)

بربط امروزه نقش بسیار کمتری در موسیقی ایرانی دارد. عود عربی بر خلاف بربط ایرانی از اصلی‌ترین سازهای موسیقی عربی است. این ساز پس از اینکه به اروپا برده شد، نام لوت بر آن نهادند. ابن خلدون در قرن ۸ هجری قمری آن را به ترکه‌های چوبینی که انعطاف‌پذیر است معنی نموده.

اصولا بربط یا همان عود در اندازه‌های مختلف ساخته می‌شود که اندازه متداول و معمول همان عودهای ساخت ایران است. نمونه‌های ساخت کشورهای عربی دارای کاسه‌ای بزرگ و عودهای ترکیه کوچک و عودهای ایرانی متوسط است.

در قدیم بربط را دو نوع به حساب می‌آوردند: یکی‌ بربط‌ با کاسه‌ٔ‌ بزرگ‌ و دسته‌ٔ کوتاه‌ و دیگر با کاسهٔ کوچک‌ اما دستهٔ‌ بزرگ. امروز به‌ اشتباه‌ ساز دسته‌ بلند را بربط‌ و ساز دسته‌ کوچک‌ را عود می‌نامند. در حالی‌ که‌ اینگونه‌ نیست‌ و براساس‌ تحقیقاتی‌ که‌ انجام‌ شده توسط استاد سیگارچی‌ هر دو عود یا همان‌ بربط‌ هستند و از یک‌ ساختمان‌ صدایی‌ برخوردارند.

شکم این ساز بسیار بزرگ و گلابی شکل و دسته آن بسیار کوتاه‌ است. به طوری که قسمت اعظم طول سیم‌ها در امتداد شکم قرار گرفته‌است. سطح رویی شکم از جنس چوب است که بر آن پنجره‌هایی مشبک ایجاد شده‌است. عود فاقد «دستان» است و خرک ساز کوتاه و تا اندازه‌ای کشیده‌است. عود دارای ده سیم یا ۵ سیم جفتی است البته در برخی مواقع استادان قالب شکنی کرده و دو یا یک سیم در قسمت پایین قبل از سیم دو به ساز اضافه می‌کنند که این سیم‌ها فا زیر کوک می‌شود. سیم‌های جفت با هم همصدا (کوک) می‌شوند و هر یک از سیم‌های دهگانه، یک گوشی مخصوص به خود دارد؛ گوشی‌ها در دو طرف جعبه گوشی (سر ساز) قرار گرفته‌اند.

عود بم‌ترین ساز بین سازهای زهی است؛ نت نویسی آن با کلید سل است که جمعا دو اکتاو است. «اکتاو» بم‌تر از نت نوشته شده حاصل می‌شود. سیم بم (سُل پائین) معمولاً نقش «واخوان» دارد و گاه این سیم جفت نیست. صدای عود به نحوی است که صدای اکتاو چهارم پیانو از راست به چپ برابری دارد و در اصل باید عود را با کلید «فا» نواخت یعنی صدای اصلی عود یک اکتاو پایین‌تر از آن است که امروز متداول شده‌است .

مضراب عود از پر مرغ (یا پر طاووس و شاه‌پر عقاب ) تهیه شده‌است و گاه نیز نوازنده با مضراب دیگری ساز را می‌نوازد. نوازنده‌های امروزی از مضراب‌های پلاستیکی استفاده می‌کنند.

صدای عود بم، نرم و در عین حال گرم و جذاب و نسبتاً قوی است. این ساز نقش تک‌نواز و هم‌نواز هر دو را به خوبی می‌تواند ایفا کند.

عود نوازهای‌ معروف‌ جهان‌ :
ساز عود در یک‌صد سال‌ اخیر کاملاً در قبضه‌ٔ عرب‌ها و به‌خصوص‌ مصری‌ها بوده‌ است. از جمله‌ نوازندگان‌ معروف‌ این‌ ساز استاد منیر بشیر (عراقی) است. در کنار او می‌توان به‌ نام‌هایی‌ چون‌ استاد ریاض‌ سنباطی، سعید الاطرش، ناصر شمه‌ و انور برهیم‌ اشاره‌ کرد.

عود نوازان‌ معروف‌ ایران‌ :
در ایران‌ نیز پس‌ از احیای‌ ساز عود تلاش‌های‌ مثمرثمری‌ صورت‌ گرفت. از جمله‌ٔ‌ عود نوازان‌ معروف‌ می‌توان به‌ استاد منصور نریمان، استاد حسن‌ منوچهری، استاد محمود رحمانی‌ پور، استاد اکبر محسنی‌ و عبدالوهاب‌ شهیدی‌ اشاره‌ کرد. در سال‌های‌ اخیر هم‌ که‌ استادان دیگری‌ به‌ این‌ جمع‌ اضافه‌ شدند و اکثر از کسانی‌ هستند که‌ در نواختن‌ ساز عود نوآوری‌هایی‌ داشتند، از جمله‌ این‌ افراد ارسلان‌ کامکار، غلامحسین‌ بهروزی‌ نیا، محمد فیروزی‌ و جمال‌ جهانشاه‌ هستند. از عود نوازان معروف خطه جنوب استادانی مانندعلي محبوب ,علی میرشکال , محمد رفیع اشعری, محمد منصور وزیری از جزیره قشم و حسین وفادار از بندر عباس می باشند 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1 اردیبهشت1387ساعت   توسط سروش بانیانی  | 

اینم از عید ما

این عکس ها رو از بین ۲۳۰۰ تا عکس انتخاب کردم

چون عامه پسندتر هستند.

اینم یه نما از شهر یزد

 یه نما از شهر یزد

 

این تبلیغم تو یزد دیدم

این تبلیغم تو یزد دیدم

 

قرص کامل ماه / باغ دولت آباد یزد

قرص کامل ماه/ باغ دولت آباد

 

آتشکده زرتشتیان / یزد

آتشکده زرتشتیان یزد/ ما تو این آتشکده نماز جماعت خوندیم

 

امامزاده محمد صالح / شهر انار

امامزاده محمد صالح / شهر انار

 

آتیش تو کمپ شهداد / باش شام درست کردیم

آتیش تو کمپ شهداد / با هاش شام درست کردیم

 

آقا آرمین سرور بنده

آقا آرمین - دوست بنده

 

کلوت ها تو کویر شهداد

کلوت ها / کویر شهداد

 

غروب خورشید تو جاده

غروب خورشید / توی جاده

 

ورودی خونه علی ساربون با عکس خودش

ورودی خونه علی ساربون / کویر مصر

 

اینم از سفره هفت سین ما / خونه علی ساربون

اینم از هفت سین ما / خونه علی ساربون

 

این بیچاره هم تا حالا دوربین ندیده بود/ خونه علی ساربون

این بیچاره تا حالا دوربین ندیده / خونه علی ساربون - کویر مصر

 

اینجا جو من و گرفت شعرنوشتم . چقدر هم هال میده رو شن نوشتن / کویر مصر

اینجا هم جو منو گرفت رو شن ها شعر نوشتم - کویر مصر

 

غروب خورشید/ کویر مصر

غروب خورشید - کویر مصر

 

این خار هارو نگاه کنین چقدر زیبان / قبل از جنگل ابر

این خارها هم خیلی زیبان ولی تو عکس معلوم نیست - شاهرود

+ نوشته شده در  یکشنبه 25 فروردین1387ساعت   توسط سروش بانیانی  | 
سلام به همه دوستان
با اجازتون از این مطلب به بعد به ترتیب پیشامد ها زندگی امامان رو مینویسم
 
زندگانی امیر المومنین
                                                                                            
 
علی بن ابی طالب ( ع ) ، نخستین پیشوای جهان اسلام که امامت و خلافت او در روز غدیر تثبیت گردید و رهبری جامعه اسلامی پس از در گذشت پیامبر بر عهده او گذارده شد
زندگانی علی (ع) را میتوان بر پنج بخش قسمت نمود
اول : از ولادت تا بعثت پیامبر
دوم : از بعثت تا هجرت
سوم : از هجرت تا وفات پیامبر
چهارم : از وفات پیامبر تا خلافت
پنجم : از خلافت تا شهادت
ا کنون به گونه ای فشرده درباره هر یک از این پنج فراز از زندگانی امام بحث می کنیم
از ولادت تا بعثت پیامبر
 
امام در سی ام عام الفیل ، یعـنی ده سال پیش از بعثت ، در (( کعبه )) خانه خدا دیده به جهان گشود . هنوز
 پنج سال از عمر او نگذشته بود که پیامبر گرامی او را به خانه خود برد و تربیت او را بعهده گرفت . علی
 ( ع ) از همان دوران کودکی با پیامبر گرامی بود و پیش از بعثت نیز با پیامبر در عبادت و گزاردن نماز
 شرکت میکرد
از بعثت تا هجرت
او نخستین کسی است که به پیامبر گرامی ایمان آورد و در مدت سیزده سال در مکه در کنار پیامبر بود و
 وحی الهی را مینوشت و در شب هجرت پیامبر به مدینه ایثارگرانه در بستر پیامبر خوابید و از این طریق
ایمان و اخلاص خود را در طریق اهداف الهی ثابت نمود
 
از هجرت تا وفات پیامبر
وی در این مدت که از ده سال تجاوز نمی کرد جز در غزوه تبوک که به امر پیامبر در مدینه باقی ماند در تمام
 غزوات حضور داشت . و غالبا در سایه ایثار و فداکاری های وی سپاه اسلام بر سپاه شرک غلبه می نمود
بخش اول
+ نوشته شده در  یکشنبه 25 فروردین1387ساعت   توسط سروش بانیانی  | 

شما چند سالتونه

+ نوشته شده در  جمعه 23 فروردین1387ساعت   توسط سروش بانیانی  | 

نخستین آلبوم گروه موسیقی "رودکی" به خوانندگی استاد محمدرضا شجریان و آهنگسازی مجید درخشانی تیرماه سال جاری توسط انتشارات دل آواز منتشر می شود.

مجید درخشانی نوازنده تار گروه موسیقی رودکی با اعلام این خبر درخصوص قطعات این آلبوم گروه موسیقی" رودکی" به خبرنگار مهر گفت : این آلبوم شامل شش قطعه در دستگاه همایون با اشعاری از مولانا ،حافظ و سعدی است و تا کنون ضبط سه قطعه از این آلبوم انجام شده است و باقی قطعات نیز ظرف یک هفته آینده به پایان خواهد رسید.استاد شجریان و گروه آوا

وی در ادامه با اشاره به قطعات این آلبوم گفت : پیش درآمد در همایون، زنگ شتر،چهار مضراب در بیداد، تصنیف "ما ز یاران چشم یاری داشتیم "از ساخته های استاد شجریان و همچنین تنظیم جدید بر قطعه "باد صبا" از آثار حسام السلطنه از جمله قطعات موجود در آلبوم گروه موسیقی رودکی است.

این نوازنده تا در خصوص برنامه های آتی گروه موسیقی خورشید گفت : موسیقی متن تئاتر "رودکی" به کارگردانی علی پویان را به تازگی به پایان رساندم و از اواخر فروردین ماه به روی صحنه خواهد رفت ؛ تمرینات گروه موسیقی "خورشید" آغاز شده و نخستین اجرای این گروه در سال جدید در اصفهان خواهد بود.

 "سینا جهان آبادی" نوازنده کمانچه ،"شاهو عندلیبی" نی،"حامد افشاری" قیچک باس،"مهرداد ناصحی" قیچک آلتو،"کاوه معتمدیان" کمانچه ، "رادمان توکلی" تار ،"رامین صفایی" سنتور ، "حمید قنبری" تنبک،"حسین رضایی نیا"دف،"محمدرضا ابراهیمی"عود،"مژگان شجریان" سه تار و عمیدی بم تار و رباب اعضای گروه موسیقی "رودکی" هستند که در ضبط این آلبوم محمدرضا شجریان را همراهی می کنند.     

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 19 فروردین1387ساعت   توسط سروش بانیانی  | 

چنگ 


چنگ بسا كهن ترين ساز تاردار ايراني باشد و نام آن بيش از هر ساز ديگر در كتابها آمده و نقش آن در آثار باستاني بجا مانده است.

بنا به اسناد موثق كه از حجاريهاي بابل و آشور و نواحي مجاور مجاور آن در دست است چنين برمي آيد كه در هشت قرن بيش از ميلاد مسيح انواع و اقسام سازهاي مختلف در نواحي مزبور به مراحل ترقي رسيده و در دست نوازندگان بوده است . نقشهايي كه از آغاز اين دوره ممتد تاريخ تمدن بشر از آلات موسيقي در دست است نشان ميدهد كه چنگ مثل سنتور و قانون از سازهاي بسيار قديمي است كه از دو هزار سال پيش از ميلاد در اين مناطق رواج داشته است .نوع ابتدايي آن شكل مثلث و شامل يك تخته به طول تقريبا يك گز و يك ميله چوبي است و معمولا شكل دست انسان را داشته است .

سيم هاي اين ساز كه معمولا 8 يا 9 تا بوده به موازات وتر اين مثلث قائم الزاويه بين تخته و ميله امتداد يافته است . يك سر سيم ها به تخته وصل مي شده و انتهاي ديگر آن دور ميخها يا گوشي هايي كه روي ميله چوبي قرار داشته پيچيده ميشده و باقي مانده آن سيمها از طرف ديگر آويزان بوده است . چنگهايي كه در دوره هاي اخير تاريخ بابل و آشور نقش شده از حيث شكل و طرز گرفتن و نواختن با چنگهاي دوره هاي قديم تفاوت بسيار دارد . برتعداد سيمها نيز افزوده شد. جعبه صوتي اين نوع چنگ گاهي مستقيم و بدون انحنا و در موارد ديگر منحني بوده است . طرز نواختن اين ساز نيز تغيير كرده به اين معني كه اين را طوري مي گرفتند كه سيمها تقريبا عمود بر زمين باشد يعني به خلاف قديم كه ميله چوبي كه به موازات زمين بود ولي سيمها عمود بر زمين نبود . نكته ديگر اينكه در نواختن اين نوع چنگ زخمه بكار برده نميشد بلكه آنرا با دست مي نواختند و هر دو دست در نواختن آن دخيل بود .

در دوره ساسانيان چنگ معروفترين و محبوبترين سازها بوده است و در شاهنامه فردوسي نيز از آن فراوان نام برده شده است . نكيسا موسيقيدان معروف در بار خسرو پرويز در نواختن آن مهارت تام داشته است . مهدي فروغ - مداومت در اصول موسيقي ايران .

مي توان انواع ابتدايي چنگ را در آثار هنري سومريها و مصريها مشاهده كرد . ايرانيان قديم نوعي از چنگ را ون مي گفتند . چنگ امروزي داراي سه قسمت متمايز : گردن ، ستون و جعبه طنيني است . زه ها از گردن ساز به موازات ستون ممتد و به جعبه طنيني متصل مي باشند . چنگ را با فشار دادن كف دست بر روي سيم و يا لمس كردن ويا چنگ زدن به زه هاي آن به صدا در مي آورد .

چنگ مثلث در اواخر قرون وسطي در اروپاي غربي رايج بود . در سال 1720 در باواريا ، پدال هايي در پايه چنگ تعبيه شد و اين امر برقدرت فني چنگ افزود. در سال 1810 سباستين آرا چنگ را به شكل امروزي تكميل نمود و بدين وسيله نواختن همه گامهاي بزرگ و كوچك را ممكن ساخت و از آن به بعد چنگ در اركستر معمول گرديد . چنگ جديد 47 سيم و 7 پدال دارد . شهميري- صداشناسي موسيقي

چنگ نام يكي از نتهاي موسيقي نيز هست كه ارزش زماني آن 8/1 نت گرد مي باشد چنگ در ميان اعراب پيش از اسلام نيز ساز شناخته شده بود . در ادوار مختلف تاريخي و در سرزمين هاي دور از يكديگر شكل هاي خاصي به خود گرفته است . اهالي شمال افغانستان به (( زنبورك )) چنگ مي گويند در صورتي كه از بك هاي ترك زبان آسياي ميانه به نوعي سنتور ايراني (( چنگ )) مي گويند .



+ نوشته شده در  شنبه 17 فروردین1387ساعت   توسط سروش بانیانی  | 

عقل یا دل ؟

 

سلام بچه ها ، خوبین؟

تا حالا شده که واسه تصمیم گیری بمونین که چه کارکنین ؟؟؟

دلتون یه چیز بگه و عقلتون چیزه دیگه !!! اصلا باید با عقل جلو رفت یا دل ؟؟؟ حضرت لسان الغیب میفرمایند :

عاقلان نقـــطه پرگار وجـــودند ولــی

 عشق داند که دراین دایره سرگرداند

( البته چون میتوان چند برداشت داشت منم واسه خودم اینطوری برداشت کردم  شما به بزرگی حودتون ببخشین )

+ نوشته شده در  پنجشنبه 15 فروردین1387ساعت   توسط سروش بانیانی  | 

شبی مجنون نمازش را شکست

یک شبی مجنون نمازش را شکست
بی وضو در کوچه لیلا نشست
عشق آن شب مست مستش کرده بود
فارغ از جام الستش کرده بود
سجده ای زد بر لب درگاه او
پر زلیلا شد دل پر آه او
گفت یا رب از چه خوارم کرده ای
بر صلیب عشق دارم کرده ای
جام لیلا را به دستم داده ای
وندر این بازی شکستم داده ای
نشتر عشقش به جانم می زنی
دردم از لیلاست آنم می زنی
خسته ام زین عشق، دل خونم مکن
من که مجنونم تو مجنونم مکن
مرد این بازیچه دیگر نیستم
این تو و لیلای تو ... من نیستم

گفت: ای دیوانه لیلایت منم
در رگ پیدا و پنهانت منم
سال ها با جور لیلا ساختی
من کنارت بودم و نشناختی
عشق لیلا در دلت انداختم
صد قمار عشق یک جا باختم
کردمت آوارهء صحرا نشد
گفتم عاقل می شوی اما نشد
سوختم در حسرت یک یا ربت
غیر لیلا برنیامد از لبت
روز و شب او را صدا کردی ولی
دیدم امشب با منی گفتم بلی
مطمئن بودم به من سرمیزنی
در حریم خانه ام در میزنی
حال این لیلا که خوارت کرده بود
درس عشقش بیقرارت کرده بود
مرد راهش باش تا شاهت کنم
صد چو لیلا کشته در راهت کنم

+ نوشته شده در  سه شنبه 13 فروردین1387ساعت   توسط سروش بانیانی  | 

درود به همه دوستان

یا رب این نو گل خندان که سپردی بمنش

می سپارم بتو از چشم حـــــــسود چمنش

گر چه از کوی وفا گشت بـصد مرحله دور

دور باد آفت دور فلک از جــــــــان و تنش

+ نوشته شده در  دوشنبه 12 فروردین1387ساعت   توسط سروش بانیانی  |