تبليغاتX
پایگاه اطلاع رسانی آفاق
یادی از دوستان که تنها ،تنها این طرف و آن طرف میروند عیبی نداره ماهم خدایی داریم .....

 

+ نوشته شده در  جمعه 5 بهمن1386ساعت   توسط حسین غراب  | 
انشا الله که تمام میشود.....

   

+ نوشته شده در  جمعه 5 بهمن1386ساعت   توسط حسین غراب  | 
این با غضنفر باعث شد.

                

سلام

دیشب به بهانه دیدن تا تئاتر غضنفر آنلاین دوستان رو  دور هم جمع کردیم و از با هم بودن لذت بردیم.

جای سایر دوستان که توفیق نداشتن بیان،  جدی خالی بود.

یک خبر خوب هم به دوستانی که تشریف آورده بودن دادیم که شما تو خماریش بمونید .

 شاید به شما هم در آینده بگیم.

به امید دیدار

+ نوشته شده در  جمعه 14 دی1386ساعت   توسط حسین غراب  | 
بازهم عمل غیر منطقی

             

 باز هم شاهد عمل غیر منطقی و غیر اخلاقانه برخی از دوستان بودیم که اصلا انتظار نمی رفت ، که چنین کارهای انجام دهند.

تک خوری و تک پری اصلا تو مرام ما نبود ، و نیست ..حالا چرا دوستان ما چنین کاری رو کردند ما هم وا مانده ایم .

 البته خبرهای مبنی بر چنین کارها واصل شده بود ، اما ما باور نمی کردیم.

امیدوارم که این حرکت اولین و آخرین بار بوده باشد و ما دیگر شاهد چنین حرکتهای نباشیم.

اگر هم می خواهد حرکتی صورت بگیرد بهتر است با هماهنگی قبلی باشد .

یا حق

+ نوشته شده در  جمعه 16 آذر1386ساعت   توسط حسین غراب  | 
فرزندان

      

پدر و مادر، فرزندان‌شان را بیشتر دوست دارند اما فرزندان، همسران‌شان را؟! چرا»»

+ نوشته شده در  جمعه 25 آبان1386ساعت   توسط حسین غراب  | 
بهانیه ای برای دیدار تازه کردن

                    

این بار برای جمع شدن فیلم کلاغ پر را انتخاب کردیم .

این بار برنامه تولد با دفعات قبل کلی فرق می کرد . این بار سه تولد در یک برنامه .

البته با این توضیح که یکی از این تولد ها در مهر ماه بود(آرمین) یکی دیگر

 در هفته گذشته (حسین) و دیگری که هنوز نیامده بود در فروردین ماه (حسام). البته با تمامی این تفاسیر دوستان از راه های دور و نزدیک آمده بودند که البته در جمع این بار یکی از دوستان برای اولین بار حضور به جمع ما رساندند .

گفتم از راه دور و نزدیک * یکی از شمال کشور آمده بود بله این فرد کسی جز مهدی نصرالهی نبود که بسیار هم زحمت کشیده بود.

همه بودن از مریم و فارن و ندا و خواهر ندا تا علی و آرمان عزیز که بسیار زحمت کشیده بود و محمد رضا که زحمت شیرینی رو کشیده بود آقا مهدی کاوه ای و میثم که هدیه جالی آورده بود(حوله) و آرین که با کلاه زیبای که آورده بود شور تازه ای به جمع داد  و دیگر دوستان که زحمت کشیده بودند و تشریف آوردن.

خلاصه جای همگی خالی بود.

به امید آن که دفعات بعد برای شما دوست عزیز. 

+ نوشته شده در  جمعه 18 آبان1386ساعت   توسط حسین غراب  | 
تولدی دوباره

                   

تولدت مبارک خاتمی!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 25 مهر1386ساعت   توسط حسین غراب  | 

باز هم بهانه ای برای فیلم دیدن   

امروز تولد راضیه بود. دوستان همگی سنگ تمام گذاشتن. کلی خندیدم و هر کی از خاطرات گذشته و سفرها گفت.

بعد از مراسم تولد هم که طبق سنت همیشه، رفتیم و یکی از این فیلم های آبکی روی پرده (در شهر خبری نیست) رو محض خنده دیدم و البته کمک به سینمای تجربی! دیدیم.

البته این تماشای فیلم خیلی هم ساده نبود و حاشیه هایی داشت. بعضی ها تکی تکی یا دوتا دوتا هی از سالن بیرون می رفتن یا برمی گشتن!

ما که نآخر نفهمیدیم که چی شد اما در کل تولد، سینما و روز عید خوبی بود و البته خدا مشکل همه رو حل کنه.

جای خیلی ها خالی بود حتی اونایی که از شمال کادو فرستاده بودن و یا تو قزوین! گیر کرده بودن.

راصیه هم ۲۱ ساله شد و معلوم نیست که کی تا تولد بعدی باشه یا نباشه (البته منظور از اون لحاظه)  .

+ نوشته شده در  شنبه 21 مهر1386ساعت   توسط حسین غراب  | 
السلام علیک یا اباعبدالله الحسین(ع)،السلام علیک یا علمدار کربلا

سلام به همه عزیزان

از تمامی دوستانی که پیغام گذاشتن تشکر می کنم .

به یاد همه دوستان بودم و ممنون که به یاد ما بودید.

به امید دیدار

+ نوشته شده در  جمعه 20 مهر1386ساعت   توسط حسین غراب  | 
کی با ما میاد مرنجاب

          

قرار ما سوم و چهارم آبان کویر زیبای مرنجاب با جاذبه های تاریخی

+ نوشته شده در  جمعه 20 مهر1386ساعت   توسط حسین غراب  | 
 

ای مهربانترین

ای مهربانترین کــــــه مرا یـــــــــار داده ای

ای آنکــــــه بر تن گــــــل خــــــــار داده ای

من مست بوده ام ز تو ومست می شوم

از آن سبـــو که بر من غمخــــــوار داده ای

خواهم طریق عشق تو پویــــم حبیب من

با جرعتــــــــی که بر دل انصـــــــار داده ای

خواهم دوباره باده بنوشم بنــام دوســــت

آن لحظه ای که وعـــــدهء دیـــــدار داده ای

در وصف روی تو کــــــه مرا شوق می دهد

زان می خورم که در خــــم اسـرار داده ای

مدهوش و پر نیاز و سبکبــــار گشتــــه ام

زین آیــــه هـــای وصل که سرشار داده ای

 

حسین شبـانه روز کنــد شکـر درگهـت

زان دل کـه از ازل تــــو به دلـــــــدار داده ای

+ نوشته شده در  پنجشنبه 5 مهر1386ساعت   توسط حسین غراب  | 

راز خوشبختی

باز خیال و باز ....

راز خوشبختی آن سلسله خاموشی بود

                            خود فراموشی بود

چرخ و چرخیدن خود با هستی

                          حذر از دیدن خود در هستی

حلقه افتاد پس از طرح سوال

                      ابدی شد قصه ی هجر و وصال

آدمی مانده و آیا و محال

                    باز فیلسوف و سوال

باز خیال و باز ....

+ نوشته شده در  سه شنبه 3 مهر1386ساعت   توسط حسین غراب  | 

تبریک ماه مبارک رمضان به تمامی دوستان عزیز  

 باشد که طاعات همه در این ماه همه مقبول افتد.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 28 شهریور1386ساعت   توسط حسین غراب  |