.......................................................................................................................................... .......................................................................................................................................... انتشار سی دی و کاست کنسرت همایون شجریان وگروه دستان آلبوم قیژک کولی در مایه شور به آهنگسازی حمید متبسم بر روی اشعاری از مولانا، سعدی، حافظ و شفیعی کدکنی می باشد.
آلبوم خورشید آرزو در مایه بیات اصفهان به آهنگسازی سعید فرج پوری بر روی اشعاری از حافظ، عطار، عراقی، فریدون مشیری و سیاوش کسرایی است.
+ نوشته شده در جمعه 29 شهریور1387ساعت   توسط سروش بانیانی
|
سـه تـــار
+ نوشته شده در جمعه 29 شهریور1387ساعت   توسط سروش بانیانی
|
فروردین ۱۳۸۷ ( تکرار )
تبلیغ یکی از کاندید ها / یزد
آتشکده زرتشتیان / یزد
بدر ماه / باغ دولت آباد
غروب خورشید / جاده کویر مصر
آقا آرمین / از دوستان عزیزم
آتش / کویر شهداد
این شتر خوشکل تا این زمان دوربین ندیده بود / کویر مصر
هفت سین / مهمانسرای علی ساربون کویر مصر
غروب خورشید / کویر مصر
نمایی از شهر / یزد
اینجا هم جومنو گرفت و با انگشت یک بیت شعر نوشتم / کویر مصر
امامزاده محمد صالح / انار
مهمانسرای علی ساربون / کویر مصر
بوته خار / شاهرود متاسفانه زیبایی این بوته در تصویر مشخص نیست
کلوت ها / کویر شهداد به چندین علت تکرار مطالب گذشته میکنم . بعضی از دوستان نمیتونستن عکس ها رو ببینن که با اصلاح آپ کردم . دوستان جدید ببینن . مرور خاطرات . وقفه ایی بین مطالب بیفته که دوستان راحت مطالعه کنن و بلاگ هم کم کار نشه . یا حق
+ نوشته شده در چهارشنبه 27 شهریور1387ساعت   توسط سروش بانیانی
|
تاریخچه موسیقی ( بخش دوم )
هرودت در تاريخ خود راجع به ايرانيها گويد :
(( ايرانيان براي تقديم نذر و قرباني به خدا و مقدسات خود مذبح ندارند ، آتش مقدس روشن نمي كنند ، بر قبور شراب نمي پاشند ، ولي يكي از موبدان حاضر مي شود و يكي از سرودهاي مقدس مذهبي را مي خواند . ))
از گفته هرودت چنين بر مي آيد كه ايرانيان در آن موقع موسيقي مخصوصي براي تشريفات مذهبي داشته اند . و شايد سرودي كه هرودت به ان اشاره مي كند از سرودهاي كتاب اوستا باشد ذكر مي كنيم . زنوفن تاريخ نويس يوناني در كتابي كه راجع به بخصال كوروش نوشته ، چند جمله ذكر كرده كه مي توان از نوشته هاي او نتايجي به دست آورد . چنانكه در يك جا چنين مي نويسد :
(( كوروش هنگام حمله به ارتش آسور بنا برعادت خود سرودي آغاز كرد كه سپاهيان با صدايي بلند و با احترام و ادب زياد دنبال آن را بخواندند و چون سرود به پايان رسيد آزاد مردان با قدمهاي مساوي و با نظم تمام براه افتادند .))
در جاي ديگر گويد : (( كوروش براي حركت سپاه چنين دستور داد كه صداي شيپور علامت حركت و عزيمت خواهد بود و همين كه صداي شيپور بلند شد بايد همه سربازان حاضر باشند و حركت كنند .))
پس از چند سطر ديگر گويد :
(( در نيمه شب كه صداي شيپور عزيمت و رحيل بلند شد ، كوروش سردار سپاه را فرمان داد تا با همراهان خود در جلوي صفوف سپاهيان قرار گيرد . بعد كوروش مي گويد : همين كه من به محل مقصود رسيدم و حملات دو سپاه نزديك شد سرود جنگي را مي خوانم و شما بي درنگ جواب مرا بدهيد . در موقع حمله چنانكه گفته بود كوروش سرود جنگ را آغاز كرد و سپاه همگي با وي هم آواز شدند . ))
از مطالب فوق چنين بر مي آيد كه ايرانيان دوره هخامنشي يك قسم موسيقي مخصوصي براي جنگ داشته اند كه بي شك در تحريك احساسات سپاهيان موثر بوده و آلات موسيقي رزمي آنها از قبيل شيپور و طبل نيز در اين هنگام بكار مي رفته و سرودهاي رزمي در بر انگيختن حس شجاعت و دليري سربازان و كاميابي آنها در ميدان نبرد وسيله خوبي بوده است اما معلوم نيست اين سرودها در چه مايه اي بوده و چه شعري با آنها خوانده مي شده . ضمنا از بيانات زنوفن معلوم ميشود همان طور كه ايرانيان موسيقي مخصوصي براي ميدان جنگ و ستيزه داشته اند ، بي شك آنقدر ها با موسيقي آشنا بوده اند كه براي موقع فراغت و تفريح نيز موسيقي ديگري داشته باشند . چنانكه در كتاب هرودت كلمه (( ني )) مكرر ذكر شده و اين طور به نظر ميرسد كه از نواختن اين ساز تاثيرات مخصوصي حاصل ميشده .
راجع به وجود موسيقي مذهبي در اين دوره با اشاره اي كه هرودت كرده مخصوصا با توجه به اين نكته كه قديمترين قسمت كتاب اوستا شامل سرودها و مناجاتهايي است كه در وقت عبادت با تشريفات خاصي خوانده ميشده شكي باقي نمي ماند . از نظر موسيقي يك قسمت از كتاب يسنا كه موسوم به گاتها مي باشد قديمترين قسمت اوستا و شامل سرودهاي موثري است كه شايد آهنگهاي مخصوصي داشته . گاتها در اواسط كتاب يسنا واقع شده و عبارت از 17 سرود مذهبي است و احتمال ميرود كه از خود زرتشت باشد. سرودهاي گاتها را مي توان شعر يا اقلا نثر مسجع ناميد و همين ثابت ميكند كه خالي از آهنگ موسيقي نبوده . اين نكته را نيز بايد متوجه بود كه قوم ايراني در اصل از يكي از شاخه هاي مهم نژاد آرياييها جداشده از ابتدا جهات مشتركي داشته اند چنانكه كتاب مذهبي هنديها موسوم به ودا كه يادگار قديم زبان (( سانسكريت )) است نيز شامل سرودها و ترانه هاي مذهبي و ادبي نژاد آريايي است واز مقايسه مطالب كتاب ودا و اوستا به خوبي معلوم ميشود كه قوم ايراني و هندي فرزندان يك مادرند و احساسات و طرز تفكر و كيفيت ذوق انها جنبه هاي مشتركي داشته وهمانطور كه اشاره شد موسيقي ايران و هند داراي شباهتهايي به هم نيز مي باشد .
ضمنا بايد اشاره كرد كه اگر اثري از نوازندگان و سرايندگان و آلات موسيقي اين دوره در دست بود و حداقل در يكي از گوشه هاي آثار تاريخي حجاري يا نوشته و نقش برجسته اي بدست آمده بود ، راه تتبع و فهم مقصود را نزديك تر مي كرد . ولي هيچ گونه اثري باقي نمانده و اهل فن هم در خرابه هاي آثار هخامنشي چيزي در اين خصوص كشف نكرده اند . پس از دوره هخامنشي چون اسكندر و جانشين او يوناني بودند و بعد از اشكانيان هم مردم خارجي به شمار مي رفتند و نسبت به آثار تمدن ايراني ابراز علاقه نمي كردند همانطور كه در اين دوره تمدن يوناني وارد ايران شد ، شايد از آهنگهاي موسيقي انها نيز اقتباسي شده باشد . مثلا يكي از پادشاهان اشكاني موسوم به ارد اول دوستدار ادبيات يوناني بود و در مجالس او نمايشهاي يوناني مانند تصنيفات« اري پيد» را نمايش مي دادند . وشايدهمان كساني كه از نمايشهاي يوناني اطلاع داشته و بازي مي كرده اند ، از موسيقي يونان نيز بي بهره نبوده و در موقع خود آوازهاي يوناني هم ميخوانده اند ولي به واسطه موجود نبودن مدارك و اطلاعات كافي فعلا بيش از اين نمي توان در اين موضوع بحث كرد ( ادامه در مطلب بعدی )
+ نوشته شده در دوشنبه 25 شهریور1387ساعت   توسط سروش بانیانی
|
روزگاری شــد که در میــخــــانـه خدمت میکنم در لبـــاس فــقـر کـار اهـل دولـــت مـیــکـــنـــم *** تـا کـی انـدر دام وصــل آرم تــذروی خـوش خرام در کــمــیـنـم و انـتـظـار وقــت فـرصـت میــکنــم *** واعــظ مـــا بــوی حـق نشیـند بشنو کاین سخـن در حضــورش نـیــز میــگویـم نه غیـبـت میــکنـــم *** بــا صبـا افـتان و خیـــزان میــروم تا کوی دوســـت وز رفــیـقـان ره اسـتمـداد هـمّــت میـــکنــــــــــم *** خاک کــویــت زحــمـت مـــا بـرنـتــابـد بیــش ازیــن لـطـفــها کــردی بتــا تخـفـیـف زحــمت میــکنــــم *** زلـــف دلــبر دام راه و غـمـــزه اش تــیر بلاســـــت یاد دار ایـــدل کــه چـنـدیـنـــت نصیــــحت میکنـــم *** دیــده ی بدبیـــن بپــوشـان ای کریـم عیــب پـــوش زیــن دلیــریــهــا کـه مـن در کنــج خــلـوت میـکنــم *** حـافــظـم در مجــلسـی دردی کشــم در محـــفلی بنـگر این شوخی که چون بـا خلق صنـعت میــــکنم
+ نوشته شده در یکشنبه 24 شهریور1387ساعت   توسط سروش بانیانی
|
در آغاز از تاریخ موسیقی شروع میکنیم مطالب ذیل با کمک چندین کتاب و سایت معتبر نوشته شده تاریخچه موسیقی ( بخش اول ) مصريها : موسيقي در بين مصريها نيز رواج داشته و آلات موسيقي از قبيل چنگ و طنبور و ني ساده و ني مضاعف و بوق و سيتار و طبل و دايره ميان آنها مرسوم بوده است . همچنين يك قسم ساز مضرابي شبيه به سه تار بوده و فرنگيها آن را نمونه گيتار مي دانند . اختراع يك قسم ارگ را كه داراي لوله هاي متعدد بوده نيز به مصريها نسبت مي دهند . از نقاشيهايي كه روي ظروف قديم مصر شده و آلات ضربي مختلفي كه داشته اند چنين بر مي آيد كه رقص نيز بين آنها مرسوم بوده و مصريها به اين امر علاقه داشته اند .
سومريها : بطوريكه از تاريخ بر مي آيد موسيقي در تشريفات و رسوم مذهبي سومريها اهميت داشته . در ميان آثاري كه از آنها بدست آمده ، يك قطعه نقش برجسته اي است كه شامل دو قسمت اشت:در قسمت پايين سازي است شبيه سيتار و چنگ كه در قاعده آن جعبه اي براي انتشار و انعكاس صدا تعبيه شده و نوازنده اي آن را با دو دست مي نوازد . در قسمت بالا هم چهار نفر موسيقي دان ديده مي شود كه يكي از آنها جامه اي بلند بر تن دارد و صفحه اي مدور را در يك دست گرفته و در دست ديگر چيزي شبيه به چكش دارد . نفر ديگر مشغول دست زدن است ويك نفر هم آواز خوان است و چنين به نظر مي رسد كه اين اشخاص مامور اجراي قرباني هستند و اين كار را با رسوم و تشريفات خاصي انجام مي دهند . عيلاميها : عيلاميها نيز موسيقي را هنگام بر پا كردن رسوم مذهبي به كار مي برده اند . آلات موسيقي آنها يكي دو قسم چنگ وني ساده ومضاعف و بعضي آلات ضربي بوده .از جمله سازي داشته شبيه سنتور كه بعد ها تغيير شكل داده وكامل شده و سازه هاي كلاويه دار فرنگي را كه كامل ترين آنها پيانو است از روي آن ساخته اند . از نقوش برجسته آثار عيلامي دو نمونه كامل از اركستر آنها كه يكي دسته نوازندگان وديگري دسته سرايندگان است بدست آمده ودر(( بريتيش ميوزيوم )) است . دسته نوازندگان از يازده نوازنده تشكيل مي شود كه هفت نفر آنها چنگ مي زنند و دو نفر ني مضاعف مي زنند ويك نفر سازي شبيه به سنتور مي نوازد و نوازنده ديگر هم يك قسم آلات ضربي مي زند . در دسته سرايندگان نه بچه و شش زن شركت كرده اند : زني كه در جلو واقع شده راهنماي سايرين است و زن ديگر زير چانه گذاشته كه عادت اغلب خوانندگان مشرق زمين است . ساير زنها و بچه ها هم دست مي زنند .
آشوريها : خداهاي آشوري دوستدار موسيقي بوده و آشوريها براي خاطر آنها در موقع عبادت و پرستش ارباب انواع موسيقي مخصوصي به كارمي برده اند . آلات موسيقي انها چنگ و سيتار وني ساده و مضاعف و بوق و طنبور بوده . در آثاري كه از آشوريها بدست آمده نمونه هاي مختلف از نوازندگان آشوري ديده مي شود و اغلب آنها به صورت تك نوازي است . فقط در يكي از اين نقشها يك اركستر چهار نفري به نظر مي آيد كه دو نفر آنها سازي كه بين چنگ و سيتار است مي نوازند و دو نفر ديگر آلات ضربي مي زنند ساير ملل شرقي : موسيقي ساير ملل مشرق زمين با موسيقي كشور ما بي رابطه نيست ازقبيل فينيقيها و يهوديها و اهالي فلسطين و سوريه كه آلات موسيقي ديگري كه با اختلافات جزئي شبيه به سازهاي مذكور در فوق است داشته اند . مخصوصا از اشاراتي كه در كتاب تورات شده معلوم مي شود كه موسيقي يهود اهميت داشته و عده زيادي سرايندگان و نوازندگان دور او بوده و زبور داود با الحان مخصوصي خوانده مي شده . همچنين اهالي آسيايي صغير مانند ساكنان ساكنان ليديه و فريگيه و درينها از موسيقي يو ناني نيز اقتباساتي كرده بودند و اين كشورها نيز به تصرف شاهان هخامنشي درآمده موسيقي آنها هم شايد در موسيقي ما بي اثر نبوده است . موسيقي در دوره هخامنشي : از موسيقي اين دوره اطلاع كافي نداريم ولي ملتي كه خود را رقيب يونان مي دانسته و با اهالي آن سرزمين روابط تاريخي داشته و از حيث آثار صنعتي نمونه هاي پر ارزشي مانند حجاريهاي تخت جمشيد به يادگار گذارده ، بي شك از موسيقي هم بي بهره نبوده است . از اين گذشته چون دولت هخامنشي جانشين دولتهاي متمدن زمان خود گرديد از صنايع آنها نيز تا آنجا كه مطابق ذوق ايرانيها بود اقتباس كرد . اينك اشاراتي را كه دو نفر از تاريخ نويسان معروف يونان در اين باب كرده اند بيان مي كنيم :
هرودت در تاريخ خود راجع به ايرانيها گويد :
(( ايرانيان براي تقديم نذر و قرباني به خدا و مقدسات خود مذبح ندارند ، آتش مقدس روشن نمي كنند ، بر قبور شراب نمي پاشند ، ولي يكي از موبدان حاضر مي شود و يكي از سرودهاي مقدس مذهبي را مي خواند . ))
ادامه در مطلب بعدی
+ نوشته شده در شنبه 23 شهریور1387ساعت   توسط سروش بانیانی
|
یادش بخیر . اون موقع چقدر خودمو تحویل میگرفتم . تازه فکر میکردم که کار خوبی دارم انجام میدم . ده سال پیش اینو نوشتم . یه وقت فکر نکنین هنوز اینجوریم ( لبخند )
+ نوشته شده در چهارشنبه 20 شهریور1387ساعت   توسط سروش بانیانی
|
یک شبی مجنون نمازش را شکست
+ نوشته شده در چهارشنبه 20 شهریور1387ساعت   توسط سروش بانیانی
|
سلام
من یه آرشیو سی هزار عکسی دارم ، که عکاسش هم خودم بودم . از این به بعد هربار چند تا از اون ها رو واستون آپلود میکنم ببخشید دیگه ، من عکاس خوبی نیستم عکس های نیاسر کاشان زمستان ۱۳۸۵
+ نوشته شده در دوشنبه 18 شهریور1387ساعت   توسط سروش بانیانی
|
قانون
+ نوشته شده در یکشنبه 17 شهریور1387ساعت   توسط سروش بانیانی
|
مراحل ضبط و تولید ربنای استاد شجریان توسط زنده یاد حسین صبحدل که خود او نیز یکی از استادان تلاوت قرآن و موسیقی بود شکل گرفت. وی در جلسات مذهبی آیت الله طالقانی در مسجد هدایت، نشو و نما یافت و بعدها مسئولیت برنامه های مذهبی حسینیه ارشاد را نیز به عهده گرفت و شاگردان بسیاری نیز تربیت کرد. استاد محمدرضا شجریان درباره چگونگی اجرای این اثر می گوید : "انگیزه اصلی من در خواندن این دعا تدریس آن به دو هنرجو بود و پس از اینکه این قطعه کامل شد برای ضبط امتحانی به همراه این دو شاگرد به یکی از استودیوها رفتیم و این دعا را بدون هیچ زمینه قبلی اجرا کردم و نسخه ای از این اجرا را را برای آموزش شاگردانم به آنها دادم اما پس از مدتی این قطعه بدون اجازه از رادیو پخش شد". آواز ربنا طبق سنت اجرایی این دعاها روی الحان قرآنی خوانده شده است این قطعه از دستگاه "رست" یا "راست" شروع شده و در خاتمه به دستگاه "عجم" (شبیه ماهور) مدلاسیون می شود ( نام عجم براین دستگاه که یکی از دستگاههای هفتگانه قرآنی است نشان دهنده عدم وجود چنین دستگاهی در الحان قدیم عربی است). آواز ربنا که در حقیقت می توان آن را تلاوت آوازی قرآن کریم نامید ( چون با هر یک از قرائتهای 7 گانه مشهور قرآن کریم متفاوت است )، بیان آوازی آیات 193 و 194 سوره مبارکه آل عمران است که آیه شریفه 193 را اساتید حوزه ادبیات و شعر بهترین ملاک و برترین نمونه صنعت ترصیع ( مرصع کاری ، جواهرنشاندن ) دانسته و به دانشجویان خویش چون تمثیل و استناد و مدل و الگو توصیه می کنند.
+ نوشته شده در جمعه 15 شهریور1387ساعت   توسط سروش بانیانی
|
رمضان، ماهي براي آرميدن يا رميدن؟!
شاید دچار حس نوستالژیک زدگی شدم و یا خیلی منفی به مسائل می نگرم، اما هرچه سال به سال می گذرد، کمتر بویی از رمضان در خیل روزافزون! روزه داران استشمام می شود. گویی عطر و بوی این ماه مدت هاست که از این دیار پریده و رخت بر بسته است. رمضان ماه صفای دل، ماه معنویت، ماه انسان شدن، ماه برکت، ماه خوبی ها، ماه کم خوردن و آشامیدن (به یاد آنان که ندارند بخورند و یا بیاشامند) ماه تزکیه و خالص کردن نفس، ماه محبت ورزیدن و هزاران کلمه زیبا و دل انگیز دیگر است که بارها در وصفش شنیده و یا خوانده ایم. اما معلوم نیست که چرا هنگامی که این ماه در جامعه اسلامی ما فرا می رسد، اخم ها بیشتر (به بهانه روزه بودن و سختی های آن) مواد خوراکی گران تر (به سبب مصرف بیشتر!) کارهای روزانه کم تر( با توجیه ضعف بدنی) و هزاران مصیبت دیگر که در ماه های غیر مبارک کمتر است، بر سر اجتماع آوار می شود. به راستی آیا این شیوه دینداریست که پیش از شروع ماه رمضانش فقرا و تهیدستان جامعه را باید وحشت گران و کمیاب شدن اقلام روزانه پدیدار شود؟! آیا این شیوه مسلمانی است که خلق الله از خدمات (اجتماعی، اداری و یا رفاهی) کم تری بهره مند شوند؛ چون جناب خدمات دهنده روزه دار است؟! دگر بماند که چشم روزه دار باید پاک تر باشد و بهتر بنگرد به پیرامونش (زیباتر ببیند) زبانش بهتر سخن بگوید (حرف های خوب خوب بزند) و .... که سخن نگفتن از آنها سنگین تر است. منفی بافی خوب نیست و بهتر است که آدمی نیمه پر لیوان (حضور انبوه نمازگذاران در مسجدها، شور و شوق برای گرایش به معنویت و ....) را ببیند اما هنگامی که هیچگاه این لیوان نیمه پر، آبش قابل شرب و استفاده مفید نیست، چگونه می توان صرفاً مثبت اندیش بود؟؟ البته شاید هم معنای این رمضان هایی که جاریست با آن رمضان هایی که ما می پنداریم، متفاوت باشد و از این رو عمریست که به بیراهه می رویم و اکنون سزاوار توبه ایم!......خدا می داند و بس. اینگونه است که رمضان علاوه بر تمام شگفتی ها و زیبایی های ذاتی که دارد، برایم همیشه منبع این پرسش بوده که "کدام رمضان را باید روزه گرفت؟" باشد که در رهگذر رمضان (که برخی چنان رمی کرده اند از آن!) ما نیز اندکی آدم شویم و بر کیش رحمت و محبت و انسانیت استوار شویم. یا حق
+ نوشته شده در سه شنبه 12 شهریور1387ساعت   توسط آرمین سلیمانی
|
يه بوس ميدي به دائي تو که داری با چشات منو میخونیُ نميدونم چندمین بارتهُ اما براي من يه چيزي تو مايههاي سكوته. - سخت شد ، نه!؟ يا مثل مكيدن قند كنار چاي اصل گيلان پاي بقعه شيخ زاهد ، با اون زهر تلخ و گزندش. البته اين زندگي و زمونه و زمان و روزگار و با اقسام و جمع و تفريقاشو نميشه با طعم تند و گس او چاي مقايسه كرد اما برای من لذت كشيدن تيغ لرد روي نبض مچ دست راست و فرو كردن او توي شنهاي گرم ساحل رو به غروب ُ با قند كنار چاي ُ به نظرم بی شباهت نیست. گرم ميشه، پنجه اي كه توي شن ساحل شل شده . آروم و آروم به هم مالشش ميدي كه گذر ثانيهها رو متوجه نشي، تا نفهمي كه چيزي نمونده، صداي موج و سيلي پرشتاب نسيم كه صورتتو به چپ و راست نوازش ميكنه، دريا آبيتره، آسمون صافتره و ديگر آت و آشغالهاي كنار ساحل برات نشون از بيفرهنگي و از اين دست مهملات انساني نداره. چشات آروم شده، حريص ديدن و دورزدن و دو دو زذن نيست، مشغول زل زدن به گلهاي نيلوفري رنگارنگ آشغالنماست . سرجات جا به جا ميشي. - هنوز مونده؟! احساس ميكني پنجههات بيشتر تر شده، سوزنش از نوك سر پنجه پاهات شروع ميشه. پاهات و سيخ ميكني، ميترسي، به اون آبي ته ته كه فكر ميكني پاهاتو آزاد ول ميدي روي هم. به او دور دورا فكر ميكني. دور دوراي پشت سرت و پيش روت، اصلاً بيخيال ميشي. به آرنجت تكيه ميزني، بيشتر گرم ميشه، به اطراف سر ميچرخوني، زن و شوهري در حال نزديك شدن به تو هستن. چيك تو چيك هم. گاهي هم ميايستن و صوراتاشونو به هم نزديك ميكنن. چشم كه مي گردوني يه كوچولويي كه ميپره جلو چشات. - چه موهاي مشكي و صافي داره..... يادت ميافته هميشه رفقا كه بهت ميرسيدن ميگفتن بابا او اسكاچ و يه گلت بزن ديگه. - حسرت ميخوري؟! هـ تو چشات زل زده بعد مردمكهاي مشكيشو ميچرخونه طرف مچ دست راستت كه زير شنهاي ساحل پنهونش كردي و تكيه گاهت كرديش .ميپرسه: دايي تو دستت چي داري كه كرديش زير خاك ، ميديش به من؟ به ماسههاي كدر شده اطراف مچت نگاه ميكني . سرت كه بلند مي شه چشات سياهي ميره. با عجله ميگي: يه بوس ميدي به دايي؟!
+ نوشته شده در سه شنبه 5 شهریور1387ساعت   توسط محمد عصاریان
|
طلای ریاست جمهوری !
بالاخره نهاد ریاست جمهوری توانست با صرف هزینه ۳۰۰ میلیارد ریالی موفق به کسب یک عدد طلای المپیک پکن شود. بر این اساس ساعاتی پیش محمود احمدی نژاد با صدور پیامی از هادی ساعی تکواندوکار کشورمان در این رقابت ها که توانست آبروی مجموعه ورزشی کشور به ویژه معاون رییس جمهور (علی آبادی) و رییس کمیته المپیک (کفاشییان) را خریداری کند تشکر کرد! در این پیام که به امضای رییس جمهور رسیده آمده: قهرمان سرافراز ايران اسلامي، برادر عزيزم جناب آقاي ساعي؛ خداوند را سپاس ميگويم كه با نبرد به ياد ماندني و هوشمندانه شما در عرصه جهاني بار ديگر پرچم مقدس كشورمان بر قله افتخار برافراشته شد كه موجب شادماني ملت بزرگ ايران شد. اين فخرآفريني بر شما و همه همميهنان ارجمندمان مبارك باد. جالب اینکه جناب رییس جمهور این کسب مقام را موجب «شادماني ملت بزرگ ايران» و آن را «فخرآفرين» برای «همه همميهنان» دانسته است. اما معلوم نیست که چرا در تمام این مدت نامبرده هیچ تدبیر ملی برای کسب «فخرآفرين»های بیشتر و «برافراشته» شدن «پرچم مقدس كشورمان بر قله افتخار» نکرده است چرا که اگر چنین بود هیچگاه بدست آوردن ۱ مدال طلا نیاز به صدور پیام ریاست جمهوری و «شادماني ملت بزرگ ايران» نداشت !! باید صادقانه عرض کنیم که بیچاره رییس جمهور کشورهایی همچون جمهوری خلق چین و امریکا که احتمالاْ مانند رییس دولت جمهوری اسلامی ایران مجبورند برای کسب هر مدال طلای ورزشکارانشان در المپیک ۱ پیام صادرکنند و لابد تا به حال با توجه به تعداد بالای مدال هایشان احتمالاْ معاونی ویژه این امر منصوب کرده اند !!
+ نوشته شده در شنبه 2 شهریور1387ساعت   توسط آرمین سلیمانی
|
|