تبليغاتX
پایگاه اطلاع رسانی آفاق

گریزی به آرامش

مرنجاب، تأملی برای برای آرامش

شاید بهتر آن باشد که آهسته به کناری رفته و گریزی هر چند کوتاه، به آرامشی ژرف زد. تا باشد که فراقتی - ولو اندک - حاصی شود. زندگی شهری گاهی چنان آدمی را محصور خویش می کند که گویی .......

--------------------

احتمالاً یکشنبه ظهر تا دوشنبه شب با چندتایی از دوستان بریم کویر مرنجاب.

هر که دارد حوس کویر و پیداه روی در تنهایی، بسم الله......

نوشته های مرتبط:

۱- مرنجاب / مرز عالم

۲- کویر / سلام بر هیچستان هستی

+ نوشته شده در  شنبه 20 بهمن1386ساعت   توسط آرمین سلیمانی  | 

افتتاح نخستین بیمارستان تخصصی و فوق تخصصی زنان

                

پس از سالیان سال، دیروز نخستین بیمارستان تخصصی و فوق تخصصی زنان با حضور دکتر وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی افتتاح شد.

عکس: سارا ساسانی

+ نوشته شده در  یکشنبه 14 بهمن1386ساعت   توسط شبنم باقری  | 
یادی از دوستان که تنها ،تنها این طرف و آن طرف میروند عیبی نداره ماهم خدایی داریم .....

 

+ نوشته شده در  جمعه 5 بهمن1386ساعت   توسط حسین غراب  | 
انشا الله که تمام میشود.....

   

+ نوشته شده در  جمعه 5 بهمن1386ساعت   توسط حسین غراب  | 
 
من تفاوت دنیاها رو وقتی فهمیدم که یه پسر 24 ساله مجلس عزای مادر بزرگش رو فراموش میکنه و مثل پسر بچه ای که تازه به سن بلوغ رسیده رفیق هاش رو میاره خونه تا با هم دمی از مسائل جنسی اش حرف بزنند و قهقهه سر بدن
- من تفاوت دنیا ها رو وقتی فهمیدم که یه دانشجوی ترم 10 مهندسی(دانشگاه آزاد) میره حذف ترم میکنه و میگه بالاخره یه روز انصراف میده
- من تفاوت دنیا ها رو وقتی فهمیدم که یه پسر 18 ساله بی خودی عاشق یه دختر 20 ساله میشه و خودش رو میزنه به در و دیوار.دختر هم هی بهش مگیه که داره اشتباه میکنه ولی کو گوش شنوا؟
- من تفاوت دنیا ها رو وقتی فهمیدم که تمام عقده های یه دختر با رفتن به یه مهمونی و تا خرخره شراب خوردن حل میشه
- من تفاوت دنیا ها رو وقتی فهمیدم که همه سر قبر زار میزدن و من حتی یه قطره اشک هم نریختم
- من تفاوت دنیا ها رو وقتی فهمیدم که آخوند گفت اشک نریختن یعنی قساوت قلب
- من تفاوت دنیا ها رو وقتی فهمیدم که یه تاجر ورشکسته ی فرش که مسافرکشی میکرد تصادف کرد و برای همیشه فلج شد و در آخر خودکشی کرد
- من تفاوت دنیا ها رو وقتی فهمیدم که یه دختر 16 ساله برای تامین خانواده اش از صبح تا شب توی خونه ها کار میکرد و در یکی از این خونه ها بهش تجاوز شد.دختر از ترس آبروش تصمیم گرفت هرگز ازدواج نکنه
- من تفاوت دنیا ها رو وقتی فهمیدم که یه مرد 60 ساله فقط دو تا خاطره از مادرش داشت
--
من تفاوت دنیا ها رو وقتی فهمیدم که دوستم بهم گفت تو هیچی نمیفهمی
+ نوشته شده در  جمعه 5 بهمن1386ساعت   توسط سحر جمشیدی  |